پند جاويد - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ١٥١ - ريشه يابى و پيامد لجاجت
مورد حق هيچ انعطافى نشان ندهد و تسامح ننمايد. اما اگر فهميد كه حق نيست و اشتباه كرده است، ديگرنبايد پافشارى و اصرار نمايد. اين روحيه بايد در او باشد كه هر چه را فهميد حق است، به آن عمل كند و صد در صد به آن پاىبند باشد؛ ولى اگر فهميد اشتباه كرده و حق چيز ديگرى است بايد به اشتباهش اعتراف كند و خودپسندى، خودخواهى و خودمحورى را كنار بگذارد؛ چراكه چنين روحياتى مانع مىشود كه انسان رفتار خود را تصحيح كند. انسان بايد تابع حق باشد و لجاجت را كنار بگذارد. لجاجت، مركب چموشى است كه اگر كسى سوار آن شود، به زمين مىخورد و هستى و نيستى خود را از كف مىدهد. نظير مركب شهوت و غضب كه اگر طغيان كنند، تر و خشك را با هم مىسوزانند وليك افسوس، در حالى كه ما از آثار شوم شهوت، غضب و لجاجت آگاهيم باز هم غفلت مىورزيم. لجاجت مركب چموشى است كه عاقبتش جز هلاكت نيست. اميرالمؤمنين(عليه السلام) به امام حسن(عليه السلام)مىفرمايند: اِيّاكَ اَنْ تُطيحَ بِكَ مَطِيَّةُ اللَّجاج[١]؛ مبادا مركب ستيزهجويى و لجاجت همچون اسب چموش تو را بردارد و به هلاكت درافكند. يا طبق برخى نسخهها: اِيّاكَ أَنْ تَجْمَحَ بِكَ مطِيَّةُ اللَّجاج؛ لجاجت مثل مركب چموشى است كه اگر سوار آن بشويد، شما را به زمين مىزند.
در هر دو نقل، حضرت على(عليه السلام) لجاجت را به مركبى چموش تشبيه فرمودهاند كه اگر انسان آن را مهار نكند و افسارش را درست در دست نگيرد، وى را سرنگون مىسازد و به هلاكت مىرساند. از آنجايى كه يكى از موارد فراوان لجبازى كه گناه هم مىباشد، لجاجت در رفتار بين انسانهاست؛ لذا ادامه لجبازى در واقع نوعى اصرار بر گناه محسوب مىگردد. از همين رو حضرت(عليه السلام) بعد از نهى از لجاجت مىفرمايند: وَ اِنْ قارَفْتَ سَيِّئَةً فَعَجِّلْ مَحْوَها بِالتَّوْبَة؛ اگر به گناهى آلوده شدى زود آن را با توبه محو كن! اصرار بر گناه هم نوعى لجبازى است؛ چون همان كار غلطى را كه قبلا انجام داده است، تكرار مىكند.
[١] طبق نسخه بحارالانوار.