پند جاويد - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ١٤٣ - تأثير تربيتى ارضاى غرايز
خلاف خواست طبيعى انسان است. آدمى مىخواهد نزد ديگران محبوب و مطلوب باشد؛ ديگران او را بپذيرند و به او احترام بگذارند. اين خواست و ميل طبيعى بايد در راه تربيت و كمال به كار گرفته شود.
در وهله اول، انسان دوست دارد پدر و مادر و همسالانش او را بپذيرند. در مرحله بعد، دوست دارد جامعه او را پذيرا باشد ولى بعد كم كم مىفهمد آن كسى كه پسند او ارزش دارد و مهم است كه انسان را بپذيرد، اينها نيستند. آن كسى كه بايد آدمى را بپذيرد، خداست و بس.
ميل به محبوب بودن نزد ديگران امر پسنديدهاى است كه از عوامل فطرى براى رشد انسان به شمار مىآيد؛ اما به شرط اين كه عامل دينى و عقلانى به آن ضميمه شود تا زمينه تربيت وى را فراهم آورد. انسان با عنايت به نيروى برخاسته از اين غريزه و جهتدهى عوامل دينى و عقلانى كمكم مىفهمد كه بالاتر و برتر از مطلوب بودن نزد انسانهاى ديگر، مطلوب بودن و محبوب بودن نزد خداوند عالم است و عاقبت تمام تلاش انسان بايد صرف تحصيل مطلوبيت و محبوبيت در نزد خداوند شود كه منتهاى كمال انسانى است. از اين روى پدران، مادران و مربيان بايد سعى كنند به تدريج اين خواست و ميل فطرى را جهت بدهند. اين خواست در دوران بچگى ابتدا اقتضا مىكند هرگونه كه همسالان او مىخواهند، همانگونه باشد و در قدم بعد مىخواهد همرنگ جماعت شود؛ چراكه مىپندارد آنها بهتر هستند و بايد كارى بكند كه مورد پسند بهترها قرار بگيرد. ولى پدر، مادر و مربى بايد كمكم به وى بفهمانند كه همه يك نوع رفتار را نمىپذيرند؛ مثلا بچهها يك چيز را و بزرگترها چيز ديگرى را مىپسندند. بايد به وى بفهمانند كه اگر پيش بزرگترها شخصيت و محبوبيت يابد، برتر و بالاتر از اين است كه پيش بچههاى همسال خودش يا كوچكتر از خودش محبوبيت داشته باشد. وقتى اين درك در او ظهور پيدا كرد كه بايد محاسبه كند كه محبوبيت نزد چه كسى مطلوبتر است، آنگاه سعى مىكند كه محبوب اصلى را پيدا كند و همه را در راه رضاى او فدا نمايد. بنابراين اگر اين ميل فطرى تربيت شود چنين نتيجه ايدهآلى را به بار مىآورد؛ ولى اگر تربيت نشود و در حالت خامى باقى بماند، بيش از يك انسان مقلد و خودكمبين تربيت نمىشود. واضح است كه چنين فردى هميشه به ديگران چشم دوخته تا ببيند ديگران چه كار