پند جاويد - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ١٤١ - تأثير تربيتى ارضاى غرايز
اما براى تشخيص مصداق كمال خود، نيازمند عامل ديگرى به نام شناخت و معرفت است كه وقتى در كنار غريزه كمالجويى قرار گرفت، سعادت آدمى را رقم مىزند.
يك سلسله گرايشها و تمايلات به طور خود به خود در انسان پيدا مىشود و جهت حركت او را در زندگى تحت تأثير قرار مىدهد؛ مثلا عوامل طبيعى، وراثتى، اجتماعى و محيطى، در اعمال، رفتار و جهتگيرىهاى زندگى انسان مؤثر است. حتى گاهى بدون توجه و بهگونهاى ناخودآگاه و بدون به كارگيرى عقل يا دستور و تعليمى، خود به خود خواستههايى در او پيدا مىشود و مسير حيات او را تغيير مىدهد. از اين روى بايد در كنار عامل غريزى كمالجويى، نيروى شناخت و فكر هم به كمك آيد تا از بين راههاى عديده و رهزنهاى متعدد، راه صواب را كه به كمال حقيقى آدمى ختم مىگردد به او بنماياند.
تأثير تربيتى ارضاى غرايز
نيروى غريزى استقلالطلبى، نيروى ديگرى است كه خداوند متعال به آدمى بخشيده است؛ به عنوان يك نمونه ساده، بچه در سنين كودكى اگر بتواند خودش روى پاى خود بايستد و بدون كمك ديگران راه برود، اجازه نمىدهد كسى دستش را بگيرد. شايد تجربه كرده باشيد كه بچه تا زمانى كه نمىتواند راه برود، حاضر است دستش را در دست پدر، مادر و يا بزرگتر خود بگذارد تا او را راه ببرند؛ اما همين كه توانست خودش راه برود، ديگر دستش را مىكشد و اجازه نمىدهد به او كمك كنند و هر چه سعى و تلاش مىشود تا دستش را بگيرند كه نيفتد و يا به هنگام عبور از خيابان دچار حادثه نشود، به آسانى حاضر نمىشود كه ديگرى دستش را بگيرد و او را در راه رفتن كمك نمايد؛ چراكه مىخواهد به خودش متّكى باشد. اين روحيه، همان حس استقلالطلبى است كه به طور غريزى و خدادادى در وجود انسان به وديعه نهاده شده است. اين نيروى غريزى همانند هر نيروى ديگر مىتواند يك حالت مطلوب و يك حالت نامطلوب داشته باشد. رشد مطلوب آن، اينگونه است كه بچه در زندگى سربار ديگران نباشد و نيازهاى خودش را خود تأمين كند كه اين حالت، اثر بسيار مطلوبى است. اما اگر اين حالت به تفريط منتهى گردد، باعث مىشود كه بچه هميشه سربار ديگران در همه كارها منتظر