پند جاويد - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ١١٤ - نشان خردمندى
تجربههاى زندگى را فراموش كند و آنها را به كار نگيرد، نهايتِ بىعقلى اوست. انسان، آن گاه كه وارد زندگى اين دنيا مىشود، به تعبير قرآن كريم معلومات و سرمايه علمى ندارد: وَاللَّهُ أَخْرَجَكُم مِن بُطُونِ اُمَّهَتِكُمْ لاَ تَعْلَمُونَ شَيْئاً ... .[١] (البته يك نوع علم ناآگاهانه و فطرى نسبت به خداى متعال و يا بعضى از حقايق ديگر دارد كه در واقع سرمايه نهفتهاى است كه به موقع از آن استفاده مىشود) براساس اين آيه، انسان به هنگام تولد معلومات آگاهانه ندارد؛ بلكه تدريجاً قدرت انديشه و فهم حقايق را به دست مىآورد. نيروى عقل انسان به تدريج تقويت مىشود و در اثر برخورد با مسايل مختلف، معلومات بيشترى مىاندوزد. چيزهاى زيادى مىتوانند به انسان كمك كنند تا معلومات بيشترى به دست بياورد و در راه تكامل خود از آنها استفاده نمايد. انسان بايستى افزون بر امور خارجى كه خودش و يا ديگران تجربه نموده و به دست آوردهاند، نيروى درونى تفكر را نيز به كار بگيرد و بر سرمايه علمى خود بيفزايد. در رأس همه علوم، آن علمى قرار مىگيرد كه از طرف خداى متعال به انبيا و اوليا، وحى و الهام شده است و اين راه خود طريق مستقل ديگرى است كه انسان مىتواند از رهگذر آن معلوماتش را فزونى بخشد و در راه انسانيت و كمال پيشرفت نمايد.
بنابراين نهايت حماقت و نابخرى است اگر آدمى نيروى عقل خود را به كار نگيرد و از علوم مختلف استفاده نكند؛ چه علومى كه خداوند سبحان در خارج فراهم كرده، چه علومى كه به انبيا وحى يا الهام نموده است، چه علومى كه علماى گذشته تحقيق كردهاند و در اختيار او قرار دادهاند، چه علومى كه اساتيد به او تعليم نمودهاند و چه تجاربى كه خودش در زندگى مىاندوزد. وصف چنين فردى مثل آن آدمى است كه گنج رايگانى را در اختيار دارد و مىتواند استفادههاى شايانى از آن ببرد، ولى آن را نايده مىگيرد و دست گدايى نزد اين و آن دراز مىكند. متأسفانه ما كم و بيش در همه اين مراحل قصور يا تقصير داريم. هم نيروى فكرى خود را درست به كار نمىگيريم و آن قدر خود را مشغول امور بىارزش دنيا مىكنيم كه فرصت تفكر درباره امور مهمتر را پيدا نمىكنيم و هم از علومى كه ديگران براى ما اندوختهاند، بهره نمىگيريم. حتى همت اين كه كتابى را باز كنيم و مطالعه نماييم در وجود ما نيست. تن به
[١] نحل (١٦)، ٧٨.