پند جاويد - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ١٠٨ - عوامل انحراف از هدف
گوش فرا دهد. بايد تشخيص دهد كه حق كدام است و باطل كدام و بىجهت وقتش را صرف چيزهاى مشتبه، آلوده، باطل و مضرّ ننمايد.
عوامل انحراف از هدف
حضرت در اين بيان خود به دو نوع انحراف اشاره فرمودهاند. يكى انحراف در جايى است كه آدمى هدف خود را مىداند و خوب آن را تشخيص داده است، ولى راه رسيدن به آن را نمىداند؛ از اين رو همانند «حاطِبُ اللَّيْل»، در انتخاب مسير اشتباه مىكند. «حاطِبُ اللَّيْل» مىداند كه براى برافروختن دل به هيزم نياز دارد، هدف را نيك فهميده است و كاملا براى او روشن است، ولى در انتخاب راهى كه به هيزم منتهى مىگردد، اشتباه مىكند و يا زمانى را براى تدارك هدف انتخاب مىنمايد كه در آن زمان، هدف به دست نمىآيد.
قسمت اوّل اين عبارت، به اين انحراف نظر دارد كه انسان راه رسيدن به هدف را نمىداند، ولى قسم ديگر انحراف كه شديدتر مىباشد آنجاست كه آدمى اصلا هدف را تشخيص ندهد و در انتخاب هدف اشتباه كند. اين انحراف خيلى بدتر است؛ چون اصلا هدفى ندارد. خودش را به دست حوادث سپرده است و نمىداند به كجا خواهد رفت و گمشده او چيست. اين چنين فردى را حضرت(عليه السلام) به «غِثاءُ السَّيْل» تشبيه مىكند؛ يعنى مثل خار و خاشاكى است كه بر روى امواج سيل قرار گرفته و سيل او را از اين طرف به آن طرف مىبرد و خود نمىداند از كجا آمده و به كجا روان است؟ در واقع خودش را بر روى امواج سيل بنيانكن انداخته و به دست طوفان حوادث سپرده است. همراه باد حركت مىكند و معلوم نيست چه سرانجامى نصيب او خواهد شد. كسانى كه در زندگى هدف ندارند، فكر نمىكنند كه براى چه آفريده شدهاند، به كجا بايد بروند و چه بايد انجام دهند؟ به محض اين كه مشاهده كنند كه مردم عملى را انجام مىدهند، آنها هم دنبال مردم به راه مىافتند؛ اما اين كه به كجا مىروند و هدفشان چيست، هيچ مشخص نيست. براى چنين مردمى مقصد مشخصى در كار نيست و هدف از پيش تعيين شدهاى ندارند.
سعى كنيد شما مثل چنين موجوداتى كه بىهدف حركت مىكنند و خود را به دست حوادث مىسپارند نباشيد؛ بلكه با خود فكر كنيد و هدفى را انتخاب نماييد و استقلال داشته