پند جاويد - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ١٠٥ - حكمت تكرار برخى اعمال اخلاقى و عبادى
ايمانش را تغذيه كند، دلايلش را بررسى نمايد و دايم به خودش تلقين نموده، كارهايى انجام دهد كه آن اعتقاد زنده بماند.
حكمت تكرار برخى اعمال اخلاقى و عبادى
سرّ اين كه در شريعت اسلام و حتى در همه اديان آسمانى اعمال عبادى و غير عبادى تكرارى قرار داده شده است اين است كه با تكرار اين اعمال، آن اعتقاد قلبى زنده بماند و لحظه به لحظه علم و ايمان تغذيه و تقويت گردد؛ مثلا در موارد متعددى از نماز بايد «الله اكبر» بگويد؛ وقتى ركوع مىكند بايد «الله اكبر» بگويد، وقتى به سجده مىرود بايد «الله اكبر» بگويد، وقتى قرائت تمام مىشود باز «الله اكبر»، نماز كه تمام مىشود، مستحب است سه مرتبه «الله اكبر» بگويد، همين طور در تسبيح حضرت زهرا(عليها السلام) سى و چهار مرتبه «الله اكبر» مىگويد. تمام اين تكرارها از اين روست كه انسان نياز به تغذيه روحى و ايمانى پيوسته دارد. همانگونه كه يك مرتبه نفس كشيدن و هوا را به ريهها رساندن كافى نيست و دايماً بايد نفس كشيد و اكسيژن را به بدن رساند، روح نيز به تغذيه مداوم نياز دارد. همچنان كه دريافت يك مرتبه غذا براى زنده ماندن انسان تا آخر عمر كفايت نمىكند و بايد روزى چند مرتبه تغذيه نمايد، روح و دل آدمى هم احتياج به تغذيه مدام دارد. اگر معارف حق و اعتقادات حنيف، پيوسته به دل يادآورى نگردد، اندك اندك كمرنگ شده، اثر خود را از دست مىدهد. در نتيجه، وقتى با شبهات و اعوجاجهاى فكرى مواجه مىشود، مغلوب آنها شده، در افكار و معارف و عقايدش دچار شك و ترديد مىگردد. اگر برخى افراد را مشاهده مىكنيم كه به معارف و احكام اسلام معتقد بودند ولى بعد از مدتى دچار شك و ترديد در آنها شدهاند، از همين روست كه ذكر و علم و عمل مداوم نداشتهاند. اگر آدمى به گناه و غفلت مبتلا شود، اعتقادات وى ضعيف مىگردد و در همه چيز شك مىكند؛ مثلا وقتى كرامت ائمه(عليهم السلام) را در شفاى مريضى مشاهده مىكند، مىگويد: يك پديده اتفاقى بوده است. بىترديد اين سخنان نشان از ضعف ايمان و معرفت وى دارد؛ ضعفى كه در اثر غفلت از حق و تأثير عوامل ضد ايمان، يعنى گناه، بروز كرده است.
پس اگر مىخواهيم دلمان برافروخته و روشن باشد، رشد كند و به حقايق نزديكتر شود،