ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٣١٨ - ٧ - اصل كيفر و پاداش
كه معناى كيفر و پاداش جز بروز نتائج گفتار و كردار انديشهها و واقعيات رسوب شده در روان چيز ديگرى نيستند . آيات قرآنى كه اين حقيقت را گوشزد ميكنند فراوان است ، از آن جمله : ( وَأَنْ لَيْسَ لِلإِنْسانِ إِلَّا ما سَعى وَأَنَّ سَعْيَه سَوْفَ يُرى ) [١] ( و نيست براى انسان مگر كوششى كه انجام داده است و بزودى كوشش او ديده خواهد شد ) .
( وَمَنْ كانَ فِي هذِه أَعْمى فَهُوَ فِي الآخِرَةِ أَعْمى وَأَضَلُّ سَبِيلًا ) [٢] ( هر كس كه در اين دنيا نابينا زندگى كند ، در آن دنيا [ آخرت ] نابيناتر و گمراه تر خواهد بود ) .
نعمتهاى بهشتى و عذابهاى دوزخى در قرآن به دو نوع مطرح گشته : نوع يكم - نعمت و عذابهاى مادى و جسمانى .
نوع دوم - نعمتها و عذابهاى روحانى .
مقصود از نعمتهاى مادى با در نظر گرفتن تحول يافتن و عوض شدن وضع جسمانى انسانها ، داشتن كيفيتى است كه شايستهء ابديت باشد ، ما فوق حرارت و برودت و حركت و سكون و كشش زمان و بعد فضا ، و تحول نعمتها به موادى غير مدفوع ، و برداشته شدن حسادتها و ديگر قوانين و مختصات طبيعى است و با در نظر گرفتن اين كه آن مواد طبيعى خوشايند كه در اين دنيا مى بينيم اگر چه حقايقى قابل تحقق در بهشت مى باشند و مطابق آيات قرآن مجيد آن نعمتها در سراى بهشت وجود خواهند داشت ، ولى نه به معناى معمولى آنها كه بهشت را بصورت يك آشپزخانه يا باغ ميوه دار معمولى نمايد ، بلكه چنانكه اشاره خواهيم كرد نعمتهاى بهشتى نوعى عالىتر از آن مواديست كه الفاظ وارده در قرآن بجهت سنخيت ميان آنها و مواد لذتبار اين دنيا مطرح نموده است . زيرا هيچگونه دليل منطقى وجود ندارد كه مثلا حضرت ابراهيم خليل و موسى بن
[١] نجم آيه ٣٩ .
[٢] اسراء آيه ٧٢ .