ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٢٠١
حيات خود را كه مطلوب مطلق او در متن طبيعت است در مجراى معامله مى گذارد ، پس در حقيقت اين جان آدمى است كه عاشق مى شود و اين جان زنده است كه عشق مى ورزد يعنى مى خواهد خود را در معشوق فانى كند ، يا مى خواهد جزئى از معشوق شود ، يا مى خواهد حيات خود را در جاذبهء معشوق به كمال مطلوب خود برساند ، آيا با اين وصف مى توان معشوق چنين عشق را غير زنده فرض كرد بعبارت روشنتر جان زندهء آدمى در هنگام عشق در راه معشوق دست از خود بر مى دارد و در اين راه موجوديت خود را دگرگون مى سازد ، منطق عقل و احساس عالى آدمى حكم ميكند كه بايد اين معشوق زنده اى باشد كه بتواند زندگى و جان او را كه در راه او دگرگون مى شود بالاتر ببرد و اعتلاء ببخشد ، نه اين كه آنرا مستهلك ساخته و به پوچى برساند ، < شعر > عشق زنده در روان و در بصر هر دمى باشد ز غنچه تازه تر ز ان كه عشق مردگان پاينده نيست چون كه مرده سوى ما آينده نيست عشق آن زنده كزين كاو باقى است و از شراب جانفزايت ساقى است عشق آن بگزين كه جمله انبيا يافتند از عشق او كار و كيا < / شعر > مولوى ٦ - ( أَلا لِلَّه الدِّينُ الْخالِصُ ) [١] ( آگاه باشيد ، دين خالص از آن خدا است اگر فرد يا قومى بخواهد از دين خالص كه اساسىترين عامل انسانى است ، برخوردار شود ، حتما بايد بداند كه اين دين خالص بدون ارتباط مخلصانه با خدا قابل تحقق نمى باشد .
نظرى به بعضى از جملات امير المؤمنين ( ع ) و رواياتى كه در بارهء اخلاص وارد شده است ١ - وَ أَخْلَصَ لَه مُوَحِّدا [٢] ( [ از خداوند متعال يارى مى جوئيم ] يارى كسى كه در حالى كه اعتقاد به وحدانيت خداوندى دارد به او اخلاص مى ورزد ) .
[١] الزمر آيه ٣ .
[٢] نهج البلاغه صبحى صالح ج ١ - خطبهء ١٨٢ محمد عبده ١٨٠