ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٢٠٨
اصلا پس از حركت جوهر روح رو به اللَّه ، همهء آن پيچيدگيها و مشكلات و اضطرابات و معماها از اصل منتفى خواهند گشت - < شعر > گفته بودم چو بيائى غم دل با تو بگويم چه بگويم كه غم از دل برود چون تو بيائى < / شعر > سعدى < شعر > اى لقاى تو جواب هر سؤال مشكل از تو حل شود بى قيل و قال < / شعر > مسلم است كه چنين اعتقاد و انجذاب مخلصانه استقامت را بدنبال خود بعنوان يك نتيجهء قطعى بوجود خواهد آورد ، ديگر هواى نفس براى چنين انسانى معبود نخواهد گشت و تاريكىها مبدل بر روشنائىها خواهند شد و موجوديت او وجه المصالحه و يا ابزار كار اربابان تنازع در بقاء نخواهد بود .
٧ - « و في الخبر القدسىّ : الإخلاص سرّ من أسرارى استودعته قلب من أحببت من عبادى » [١] ( در خبر قدسى آمده است كه اخلاص سرى از اسرار من است ، آن را در دل هر كسى از بندگانم كه دوستش دارم بوديعت مى نهم ) از اين روايت معلوم مى شود كه اخلاص يك پديدهء سادهء روانى كه در گفتگوهاى معمولى متداول است نمى باشد . بلكه اين يك فعاليت بسيار والاى روحى است كه شايستگى بدست آوردن آن ، مربوط به انسان و كوششها و گذشتهاى او از اميال نفسانى است ، ولى خود بوجود آمدن آن در درون آدمى به عنايت خداوندى نيازمند است ، يعنى اين انسان نيست كه بتواند اخلاص بمعناى عالى آن را كه در اولياء اللَّه بوجود مى آيد ، تحصيل نمايد . بعبارت ديگر وصول به مقام مخلصين ( با فتح لام ) احتياج به مدد و عنايت ربانى دارد كه اخلاص ورزيدن بنده مقدمهء آن است ، نظير كوشش و گذشت از اميال و هواهاى نفسانى در راه عدالت ورزيدن كه محصولش عدالت روحى است كه پرتوى از عنايات ربانى است .
[١] جامع السعادات - ملا محمد مهدى نراقى ج ٢ ص ٣٩٩ .