ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٣٠٢
عظمت خود مورد بهره بردارى قرار بدهد ، بلكه با حذف همهء هدفهاى واقعى [ كه مسير هدف مطلق زندگى هستند ] به نوعى مبارزهء مخفى با خويشتن از واقعيت مى پردازد ، زيرا تفاوت شديد وجود دارد ميان خويشتن كه محصولى از واقعيتهاى هستى است و به وجود آوردن خويشتنى كه با به فعليت رسيدن استعدادهايش ، همهء واقعيتها را حذف و خود را جامع آنها ميداند .
٨ - آزادى مطلق از هر قيد و بندى كه محيط و جامعه و طبيعت و تاريخ بر انسان تحميل مى نمايد : هواداران اين هدف چنين استدلال ميكنند كه هويت حيات انسان جريان و ادامهء مستمر بدون مزاحم و قيد و بند را در درون خود دارد . هدف حيات جز اين نمى تواند باشد كه هويت خود را به فعليت برساند و اين فعليت همان آزادى است كه در طول قرون و اعصار حد اكثر كوشش براى بدست آوردن آن صورت گرفته است . اولين خطاى اين هدفگيران در شناختن معناى آزادى است . اين ساده لوحان يكى از امتيازات وسيله اى حيات را به جاى هدف حيات گرفته و گمان مى برند با بدست آوردن آن كه عبارتست از قدرت انتخاب كردن يكى از چند راه يا چند آرمان كه در برابرشان قرار گرفته است ، به هدف نهائى حيات رسيدهاند و نمى دانند كه آزادى بهترين وسيله براى تنظيم مصالح ساختمان حيات است ، نه هدف نهائى آن ساختمان . احساس حد اعلاى آزادى در يك بيابان كه در پيرامون شخص آزاد جز چند عدد سنگ و كوه خالى از هرگونه ماده و معيشت و درختهاى بىميوه وجود ندارد ، چه نتيجه اى دارد آزادى آن قدرت انتخاب است كه همراه با تعقل و هدفگيرى شايسته ، موقعيت آدمى را به موقعيت معقولتر و عالىتر مبدل كند . و آنگهى آزادى يك احساس روانى است كه هيچگونه نمود عينى خارج از ذات انسانى ندارد كه در ميان حلقههاى زنجيرى رويدادها و علل و معلولات ، موجوديت مستقل داشته باشد . انسانى كه در حال احساس آزاديست ، همان اندازه واقعيتهاى عينى با موجوديت او سروكار دارند كه با انسانى كه احساس آزادى نمى كند ،