ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٥٦
زيبائى مخلوط به احساس بيكرانگى و بىنهايت است كه در درون آدمى بجهت اشتغال به شئون حيات طبيعى محض راكد و بيحركت مانده است ، شبانگاه با تماشاى منظرهء پر معناى آسمان بهيجان در مى آيد و باضافهء لذت غير قابل توصيف نوعى احساس عظمت و حيرت والا بوجود مى آورد . در توصيف منظرهء شب و رويدادهاى بزرگى كه در آن صورت گرفته است مطالب زياد و تابلوهائى خيره كننده ترسيم شده است . يك نكتهء بسيار با اهميت كه در تماشاى منظرهء آسمان در شبها براى آگاهان مطرح است ، تسليم بيچون و چراى فضاى بسيار پهناور با آن همه اجرام و كرات و كائنات ديگر به قوانين است كه با كمال سكوت و بدون كوچكترين سر و صدا در مجراى قانونى خود حركت مى كنند و دم بر نمى آورند ، در صورتى كه در روى كرهء زمين كه در برابر كائنات فضائى مانند قطره اى در برابر درياست موجوداتى بنام انسان زندگى ميكنند كه بجهت داشتن جرعه اى ناچيز از اختيار سر و صدائى راه انداخته و با خيال طغيانگرى بر قوانين و سدشكنىها در عالم هستى مشغول جست و خيز هستند ناصر خسرو مى گويد :
< شعر > چيست اين خيمه كه گوئى پر گهر درياستى با هزاران شمع در پنگانى از ميناستى باغ اگر بر چرخ بودى لاله بودى مشتريش چرخ اگر در باغ بودى گلبنش جوزاستى از گل سورى ندانستى كسى عيوق را اين اگر رخشنده بودى و آن اگر بوياستى جرم گردون تيره و روشن در او آيات صبح گوئى اندر جان نادان خاطر داناستى ماه نو چون زورق زرين نگشتى هر شبى گرنه اين گردنده چرخ نيلگون درياستى < / شعر >