ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٢٢٥
علت رواج ناسزاگوئيها باين نتيجه مى رسند كه عظمت بيش از حد امير المؤمنين و پستى و رذالت بيش از حد دشمنانش عامل اصلى دشنام و ناسزاگوئىها بوده است .
اما مسئلهء تبرى و بيزارى از امير المؤمنين چيزى است كه بهيچ وجه مجاز نمى باشد ، زيرا چنانكه خود آن حضرت مى فرمايد : او با فطرت پاك الهى متولد شده و تجسمى از اسلام و قرآن بوده است و هيچكس نتوانسته است غرض شخصى و كامجوئى و قدرت پرستى را كه منشأ عداوتهاى شخصى مى باشند ، به او نسبت بدهد . بنا بر اين تبرى از امير المؤمنين در حقيقت تبرى از اسلام و قرآن و تكذيب پيامبر است كه در طول زندگى مباركش امير المؤمنين را به عنوان انسان حق محور بر مردم معرفى فرموده است . ابن ابى الحديد از كتاب الغارات چنين نقل مى كند كه : « ابو مريم انصارى از محمد بن على الباقر عليه السلام روايت كرده است كه على عليه السلام در منبر كوفه خطبه اى خواند و در آن خطبه فرمود : « بزودى سب و دشنام دادن بمن بر شما عرضه خواهد شد و در بارهء همين موضوع كشته شدن بسراغ شما خواهد آمد ، اگر دشنام بمن دادن را بر شما عرضه كنند ، بمن دشنام بدهيد و اگر تبرى از من را بشما عرضه كنند ، من بر دين محمد ( ص ) هستم . و نفرمود : از من تبرى مى جوئيد . » مضمون همين روايت را از حسن بن صالح از امام جعفر بن محمد عليه السلام نيز نقل نموده است » [١] آنجا كه عاشق خوردن و خوابيدن مى خواهد زمام امور جامعهء انسانها را بدست بگيرد و بر كاروان عشاق حق و حقيقت تكليف تعيين كند اين يك عامل غم و اندوه براى آگاهان خردمند جوامع انسانى است كه گاهى زمام امور انسانها بدست كسانى مى فتد كه از زندگى جز خوردن و خوابيدن و تبديل غذاهاى پاكيزه به مدفوع و عامل شهوت چيز ديگرى را سراغ
[١] شرح نهج البلاغه ابن ابى الحديد ج ٤ ص ١٠٦ .