ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٢١٣
مردم آن كور مادر زاد بودند مسكن گزيده بود . روزى وسيله پزشگان قبيله مورد معاينه قرار گرفت . يكى از معمرين قوم كه خود را صاحب فكر و انديشه مى دانست - او پزشك بود و ذهن فلسفى و خلاقى داشت و مانند ديگران كور بود - تصميم گرفت با استعدادهاى مخصوص بخود نونز را معالجه كند ، روزى كه يعقوب هم حضور داشت ، موضوع نونز را مطرح كرد و گفت : من بوگوتا را معاينه كردهام وضعش برايم روشن است ، تصور ميكنم احتمالا معالجه پذير باشد . يعقوب پير پاسخ داد : اين همان است كه من همواره آرزويش را دارم .
دكتر كور گفت : مغز او صدمه ديده است . يعقوب پرسيد : چه صدمه اى دكتر پاسخ داد : آن دو شيء عجيب كه چشم ناميده ميشوند و به چهره زيبائى مى دهند ، بيمارند ، آنها به شدت باد كردهاند ، مژه دارند و پلكهايش حركت ميكنند ، لذا مغز او در معرض تحريك و پريشانى است . يعقوب پرسيد : خوب چه كار بايد كرد پزشك پاسخ داد : بنظر من تنها راه علاج او يك جراحى ساده و در آوردن آن دو عضويست كه سبب هيجان و پريشانى بيمار ميشوند ، پس از آن وى بىگفتگو فرد سالمى خواهد شد . يعقوب گفت : بايد سپاسگزار دانش بود ، سپس با شتاب نزد نونز رفت تا اين مژدهء اميد بخش را به او بدهد . » [١] حالا وضع كنونى جوامع بشرى كه مخصوصا خود را پيشرفته نيز نامگذارى كردهاند ، شبيه بهمين داستان است كه دردها و دواهاى مردم آن جوامع با ملاك يك فرهنگ بيگانه از ابعاد اصلى طبيعت بشرى تشخيص داده مى شود و نه تنها نابينايان مى خواهند بينايان را معالجه كنند ، بلكه نابينايان حتى بينائى بينايان را هم بيمارى تلقى نموده و براى آن دوا و درمان تعيين مى فرمايند ١٠ - « و قال صلَّى اللَّه عليه و آله : ثلاث لا يغلّ عليهنّ » [٢] ( سه گروه از اشخاص هستند كه زنجيرى بگردن آنان پيچيده نمى شود ، يا سه گروه از اشخاص
[١] مأخذ مزبور . ( بوگوتابه معنى بيمار است و يعقوب و نونز اسامى خاص مى باشند )
[٢] جامع السعادات ج ٢ ص ٤٠٠ .