ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ١٦٦
معاويه : حمد و ثنا مر خدا راست . نخستين دليل حماقت و كم شكيبائى تو اينست كه سخن مردى شريف و با شخصيت و سرور قوم خود را قطع كردى ، سپس در بارهء چيزى كه بآن علم ندارى عتاب كردى ، اى اعرابى اوباش ، در همهء حرفهائى كه زدى دروغ گفتى و پستى نشان دادى . برگرديد از نزد من ، ميان من و شما فقط شمشير حكم خواهد كرد » [١] . براى يك انسان محقق همين سخنانى كه ميان فرستادگان امير المؤمنين عليه السلام و معاويه مطرح شده است كافى است كه ماهيت معاويه و خواستههاى پليد و شيطانى او را آشكار نمايد .
خلاصهء اين گفتگو را در مطالب زير مورد توجه قرار مى دهيم :
تحليلى مختصر در مورد ادعاها و استدلالهاى طرفين ١ - در سخنان ابو عمرو چيزى جز حقيقت وجود ندارد . او نخست معاويه را به فناى عمر و بازگشت نهائى كه سراى آخرت و مشاهدهء نتايج كردار و گفتار است ، توجه داد . آيا معاويه اين سخن را نفهميد ، يا فهميد و باين سخن اعتقاد نداشت چه كسى است كه بگويد : معاويه اين سخن را نفهميد ، در صورتى كه شبانه روز امثال اين مطالب را بزبان مى آورد و مى گفت و مى شنيد . پس قطعا معاويه اين مطالب را مى فهميد ، ولى همان طور كه امير المؤمنين بارها با صراحت و كنايه فرمودهاند ، او ايمان و اعتقاد به اين حقايق نداشت . بنا بر اين ، راهى ديگر براى مقاومت معاويه در برابر اين حقايق جز فرياد وا اسلاما زدن دروغين كه همان سنت سياستمدارى ضد انسانى است ، نمانده بود ، همان سنت ديرينه كه همواره حيات فردى و اجتماعى انسانها را مختل ساخته است .
٢ - سخن دوم ابو عمرو اين بود كه اى معاويه اجتماع امت اسلامى را متفرق مساز و ميان اين امت خونريزى براه مينداز يعنى اگر تو يك ادعاى حقوقى دارى و واقعا براى تو چنين ادعائى مشروع و جايز است ، احتياج
[١] - شرح نهج البلاغه ابن ابى الحديد ج ٤ ص ١٣ و ١٤ و ١٥ .