ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٥٢
٣ - يوسف پسر عمر بن هبيره كه او هم با بيمارى برص از دنيا رفت .
٤ - خالد قسرى كه زندانى شد و زندانش بطول انجاميد و از گرسنگى مرد .
٥ - عبيد اللَّه بن زياد كه در جنگ با مختار بن ابو عبيدهء ثقفى كشته شد .
٦ - مصعب بن زبير ، او نيز كشته شد .
٧ - ابو السرايا .
٨ - يزيد بن مهلب كه با بدترين وضعى كشته شد .
ممكن است كسى توهم كند كه مدح امير المؤمنين عليه السّلام در سخنان فوق در بارهء كوفه با سرزنشى كه در خطبهء ٢٥ در بارهء كوفه فرموده است ، ناسازگار ميباشد .
در خطبهء ٢٥ چنين آمده است :
ما هى إلَّا الكوفة اقبضها و أبسطها ، أن لم تكونى ألَّا انت تهبّ اعاصيرك فقبّحك اللَّه .
( براى من جز كوفه نيست كه در سلطهء من قرار گرفته ، قبض و بسط آنرا در اختيار دارم ، اگر اى كوفه ، براى من چيزى جز تو نباشد در حالى كه بادهاى برهم زننده در تو مى وزد ، خدا زشتت كناد [ خير را از تو بگيرد ] ) ولى با اندك وقت معلوم مى شود كه ميان اين جملات و سخنان مورد تفسير در مدح كوفه هيچگونه تضاد و ناسازگارى وجود ندارد ، زيرا در اين جملات سرزنش و نفرين امير المؤمنين عليه السّلام مشروط به اين است كه كوفه جايگاه اختلاف آراء و تضاد عقايد باشد كه نظم و صلاح جامعه را مختل بسازد ، يعنى اى كوفه ، اگر فقط تو چنين جايگاهى باشى ، خدا ترا زشت كند و خير را از تو بگيرد .