ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٨٢
نفوذ حيات در همهء اجزاء كالبد جاندار در حالى كه باردار حيات است ، بدون اين كه عين همديگر باشند . و مانند روح كه احاطهء كامل بهمهء اجزاء درونى و برونى انسان دارد ، بدون اين كه عين آنها بوده باشد . در اين مثالهاى سه گانه در عين حال كه نور نزديكترين اشياء به شيشه ، و حيات نزديكترين اشياء به اجزاء كالبد جاندار ، و روح نزديكترين اشياء بهمهء اجزاء درونى و برونى انسان مى باشند ، واقعيت و مختصات اصلى خود را از دست نمى دهند ، يعنى پديدهء حيات با پيوستگى به اجزاء كالبد جاندار ، عظمت و ابعاد و مختصات خود را كه بسيار ظريفتر و عالىتر از اجزاء كالبد جاندار است از دست نمى دهد و همچنين روح بجهت دمساز بودن با اجزاء مادى بدن ، هرگز عظمت و مختصات عالى خود را كه بهيچ وجه با اجزاء مادى بدن قابل مقايسه نمى باشد ، از دست نمى دهد . ١١ ، ١٦ - لم يطلع العقول على تحديد صفته و لم يحجبها عن واجب معرفته . فهو الَّذى تشهد له أعلام الوجود على اقرار قلب ذى الجحود ، تعالى اللَّه عمّا يقوله المشبّهون به و الجاهدون له علواَّ كبيرا ( عقول بشرى را از توصيف و تعريف صفتش آگاه ننموده و از معرفت لازم در بارهء وجود و آثار و نشانهاى آشكارش محجوب نفرموده است . او خداونديست كه نمودها و آثار هستى بر اقرار قلبى منكرش شهادت مى دهد .
خداوند با عظمتتر است از تخيلات پوچ و بىاساس تشبيه كنندگانش و والاتر است از اوهام باطل منكرانش ، عظمتى بس والا ) .
عقول بشرى محدودتر از آنست كه بتواند صفات خداوندى را براى شناخت خود محدود بسازد ما در مجلدات گذشتهء اين ترجمه و تفسير چندين بار و لو بطور اجمال در محدوديت عقول بشرى مسائلى را مطرح كردهايم . البته مقصود ما از عقول