ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٢٤٩
يك كشتى در روى يك درياى پهناور گمشده بود و هيچ راهى براى ساحل مقصود بنظر كشتيبان نمى آمد ، كشتىبان كشتى را بحال خود رها كرد و بادهاى دريائى آنرا به ساحلى رسانيد ، وقتى كه كشتى نشينان پياده شدند ، آنجا سر نديب بود .
حالا داستان علم هم شبيه به چنين چيزيست كه وصول ذهن محقق به موضوعى تازه كه اكتشاف ناميده مى شود ، از روى آگاهى و عمد و عبور از مقدمه هايى نيست كه رابطه ميان آن مقدمات و موضوع مستقيم و قطعى بوده باشد . و ايتهد نيز اين مطلب را تصريح كرده است كه « اين يك اشتباه مشهوريست كه مى گويند : ما بايد همواره با تفكرات منطقى پيشرفت كنيم ، زيرا شمارهء بسيار زيادى از اكتشافات و گامهاى جديد ناشى از مقدماتى است كه ما هرگز در فكر آنها نبوديم » بنا بر اين مى توان گفت : طرق وصول انسان به واقعيات منحصر به حواس طبيعى و ذهن و ساير ابزار معمولى براى كشف واقعيات نيست .
٣ - الهامات روشنگر واقعيات در آينده و بينشهاى كاملا دقيق در بارهء سرگذشت حوادث كه بطور فراوان از اشخاصى كه داراى روح ظريف و لطيف هستند ، ديده مى شود ، قابل انكار و ترديد نيست تفسير اين الهامات و بينش با كلماتى امثال پاراپسيكولوژى چيزى جز جانشين ساختن لفظى بجاى لفظ ديگر نيست .
٤ - آگاهىهاى بسيار مهم از راه صفاى درونى با عامل تقوى و خلوص ، واقعياتى را معلوم مى دارد كه هرگز با طرق معمولى حواس و ذهن و ساير ابزارهاى معرفتى متداول امكانپذير نمى باشد .
علم غيبى كه پيامبران يا أئمهء معصومين عليهم السلام دارند ، علم فعلى نبوده و علم انفعالى است هيچ يك از پيامبران و أئمهء معصومين و ديگر اولياء الله داراى علم فعلى ذاتى در بارهء غيب نيستند ، يعنى آنان ذاتا و فعلا در همهء حقايق و در هر زمان از