ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٦
دارند ، چرا به آنها رحمت نورزد و چرا رحمتش فراگير عالميان نباشد و روى چه علتى كسى بتواند يأس از رحمت او را بخود راه بدهد . خداوندا ، < شعر > باد ما و بود ما از داد تست هستى ما جمله از ايجاد تست لذت هستى نمودى نيست را عاشق خود كرده بودى نيست را لذت انعام خود را وامگير نقل و بادهء جام خود را وامگير و ربگيرى كيت جست و جو كند نقش با نقاش كنى نيرو كند منگر اندر ما مكن در ما نظر اندر اكرام و سخاى خود نگر ما نبوديم و تقاضامان نبود لطف تو ناگفتهء ما مى شنود < / شعر > مولوى احتياج همهء كائنات به لطف و رحمت خداوندى او از يك طرف و اتصاف آن مقام اقدس بالطف و محبت و رحمت و مقتضاى فيض هستى از طرف ديگر ، دلايلى است روشن به بيكرانگى رحمت او . فراموش نميكنم آن حالت شگفتانگيز روحى را كه در نوشتن كتاب « جبر و اختيار » در مبحث مربوط به رحمت پروردگار احساس نمودهام . در آن هنگام احساس كردم كه دست و انگشتان و قلمى كه با آن مى نوشتم حالت فيزيكى خود را از دست داده بود و احساس بىوزنى وصف ناپذيرى را در خود مشاهده مى كردم كه با بپايان رسيدن مطالب مربوط به رحمت خداوندى ، بپايان رسيد و سپس من بودم و باز همان وضع طبيعى جسمانى كه داشتم . در آن حال بخوبى دريافت مى كردم كه يك امداد غيبى براى روى كاغذ آوردن رحمت پروردگار كمك و ياريم مى نمايد . آيات مربوط به رحمت خداوندى با بيانات گوناگون در قرآن بسيار فراوان است . از آن جمله : مادهء رحمت با مشتقات زير : ١ - رحمت در حدود ١١٢ آيه ٢ - رحم ٨ آيه ٣ - ترحم ٢ آيه