ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٢٢٩
سپس امير المؤمنين مى فرمايد : فاقتلوه و لن تقتلوه ( آن شكم پرست را بكشيد ، ولى هرگز نخواهيد كشت ) در تفسير و توجيه امر به چيزى كه امر كننده ميداند ، خواستهء او بوسيلهء امر تحقق نخواهد يافت ، مباحثى در علم كلام و اصول مطرح شده است دو مسئله را در آن مباحث مورد بررسى قرار مى دهند : مسئله يكم - آيا صحيح است كه امر كننده با اين كه ميداند خواستهء او بوسيلهء امر تحقق نخواهد يافت ، مى تواند آنرا اراده كند مسئله دوم - اينست كه امر كننده با اين كه ميداند خواستهء او بوسيلهء امر تحقق نخواهد يافت ، مى تواند امر به آن خواسته نمايد بعضى از محققان فرق گذاشتهاند ميان آن خواسته اى كه براى مأمور غير مقدور باشد ، در اين صورت چنين امرى صحيح نيست ، زيرا تكليف به ما لا يطاق ( فوق قدرت ) از انسان عاقل قبيح است ، و آن خواسته اى كه تحققش امكانپذير است ، ولى بجهت عوامل ديگر غير از ناتوانى تحقق نمى پذيرد ، در اين صورت امر بچنين خواسته با نظر به مصالح منطقى مانعى ندارد . اين نظريه صحيح و قابل اثبات است . بنا بر اين ، اگر مقصود امير المؤمنين عليه السلام از امر به قتل آن شكم پرست بمعناى معمولى آن باشد كه افادهء وجوب تعيينى مولوى مى نمايد ، بايد گفت : حتما براى مخاطبين به امر آن حضرت امكان عمل بآن امر وجود داشته است ، ولى آنان بجهت سهلانگارى و ترس نابجا امر آن حضرت را بجا نياوردهاند و اگر گفته شود : اگر حضرت مى دانست كه آنان بجهت سهلانگارى يا ترس و ناتوانى آن شكم پرست را نخواهند كشت ، براى چه دستور به كشتن او داده است پاسخ اولا به نقض به دستورات الهى است ، يعنى با اين كه خداوند ميداند دستورات او را همهء مكلفين انجام نخواهند داد ، با اين حال دستورات را بطور عموم صادر ميكند كه براى هيچ كس جاى عذر و بهانه اى باقى نماند . اما حل اشكال اينست كه حضرت خواسته است سزاوار بودن آن شكم پرست را به قتل گوشزد فرمايد ، يعنى آن شخص سزاوار كشته شدن است شما مى توانيد او را بكشيد ، اگر چه اين قتل عملى نخواهد شد . نظير