ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٥٨
مسائل مربوط به انعام و احسان خداوندى در تفسير خطبهء يكم ( و لا يحصى نعمائه العادّون ) بررسى شده است . مراجعه شود .
احسان و بخشش و كرامت خداوندى در مجراى معامله قرار نمى گيرد تصورات مردم معمولى در بارهء احسان و بخشش و نعمتها و كرامتهاى خداوندى كه بر مردم عطا مى فرمايد ، تصورات بسيار پست و ناچيز است مردم گمان ميكنند كه خداوند متعال لطف و احسانى كه در بارهء آنان روا مى دارد ، در مقابل دادههاى خود از آنان عوض و قيمت و يا پاداشى مى خواهد اين گونه تصورات ناشى از مقايسه هائى است كه مردم معمولا ميان خود و كارهاى خود و خدا و كارهاى خدا انجام مى دهند بهمين جهت است كه طعم لطف و احسان و بخشش و كرامت بىعوض و پاداش را هيچ كس جز آنانكه بمرحلهء عالى رشد روحى رسيدهاند ، نمى چشند و اغلب مردم همهء شئون زندگى را يا بصورت كالائى به بازار اجتماع مى آورند و مى فروشند و يا به شكل قيمتى در برابر گرفتن كالائى پرداخت ميكنند . ولى آنانكه حيات و استعدادهاى خود را از مجراى معامله و سوداگرى بالاتر قرار دادهاند ، حيات و استعدادهاى آنرا نه بصورت كالا براى فروش در مى آورند و نه بشكل پولى كه بدهند و كالائى را دريافت كنند . بلكه وضع روحى آنان مانند گل است كه امتيازات زيبائى و عطر افشانى خود را بمعرض خريد و فروش در نمى آورد .
< شعر > گل خندان كه نخندد چه كند علم از مشگ نبندد چه كند ماه تابان بجز خوبى و ناز چه نمايد چه پسندد چه كند آفتاب ار ندهد تابش و نور پس بدين نادره گنبد چه كند عاشق از بوى خوش پيرهنت پيرهن را ندراند چه كند < / شعر > مولوى و آنگهى ما كدامين شيء با ارزش را مى توانيم بعنوان عوض و پاداش