ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٣٣
ديدگاه است كه مانع صادر كردن حكم مطلق در بارهء خارج از منطقهء ديدگاه مى باشد و همچنين همين محدوديت موضع گيريها است كه از توسعهء اراده و تصميم به بيرون از منطقهء موضعگيرى خاص جلوگيرى مى نمايد .
در تفسير اين خطبه تذكر به بعضى از حوادث بسيار مهم كه در مسير امير المؤمنين بشام اتفاق افتاده است ، از نظر بيان شخصيت آن حضرت بسيار مفيد و آموزنده مى باشد . اين حوادث را با كمال دقت مورد تحليل و بررسى قرار بدهيد ، تا ببينيد : على ( ع ) چه كسى بوده و « حيات معقول » او چه بوده كه بايد سر مشق زندگى ما قرار بگيرد .
غيب گوئى امير المؤمنين على ( ع ) در مسير شام در بارهء داستان كربلا ابن ابى الحديد در شرح نهج البلاغه ج ٤ از ص ١٦٩ به بعد مى گويد : نصر بن مزاحم منقرى از هرثمة بن سليم نقل مى كند كه ما در صفين بهمراه على عليه السّلام جنگ كرديم ، وقتى كه به كربلا رسيد ، با ما نماز خواند ، هنگامى كه سلام نماز را گفت ، از خاك كربلا برداشت و آنرا استشمام فرمود و سپس فرمود : چه خوشبوئى اى خاك قومى از تو در روز قيامت محشور مى شوند و بدون حساب وارد بهشت مى گردند . وقتى كه هرثمة از جنگ برگشت قضيه اى را كه در كربلا از امير المؤمنين ( ع ) ديده بود ، به زنش جرداء بنت سمير كه از شيعيان على بود ، بازگو كرد و گفت : ترا در بارهء دوستت ابو الحسن به شگفتى وادار نكنم وقتى كه ما به كربلا رسيديم ، مشتى از خاك آن زمين را برداشت و بو كرد و فرمود : « چه خوشبوئى اى خاك » قومى از تو در روز قيامت محشور مى شوند و بدون حساب وارد بهشت مى گردند ، از كجا على علم غيب دارد جرداء گفت : دست از اين حرفهايت بردار ، امير المؤمنين جز حق چيزى را نمى گويد . هرثمه مى گويد : هنگامى كه عبيد اللَّه بن زياد لشكريانى را براى جنگ بسيج كرد من در ميان سواران آن لشكريان بودم . هنگامى كه به حسين ( ع )