ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٤٣
و احترام به زمامداران خود مى نمائيم و اما چارپايان ، هديه ايست كه آوردهايم بشما تقديم كنيم . حضرت فرمود : اما آن بزرگداشت و احترام كه گفتيد بمقتضاى اخلاق هميشگى ما است كه در برابر زمامداران عمل مى كنيم ، سوگند بخدا ، زمامداران شما از اين كار سودى نمى برند و خودتان را بيهوده به مشقت مى اندازيد ، پس از اين ، هرگز اين كار را تكرار مكنيد .
< شعر > هر كه را مردم سجودى ميكنند زهرها در جان او مى آكنند < / شعر > مولوى و اما اين چارپايان كه بعنوان هديه آوردهايد ، اگر بخواهيد از شما مى گيرم و از مالياتى كه بايد پرداخت كنيد ، حساب ميكنم . و اما غذائى كه براى ما تهيه كردهايد ، ما خوش نداريم كه غذاى شما را بدون پرداخت قيمت آن صرف كنيم . دهقانان گفتند : يا امير المؤمنين ، ما آنرا قيمتگذارى مى نمائيم و سپس قيمتش را از شما مى گيريم . حضرت فرمود : قيمت واقعى غذا را تعيين نخواهيد كرد ، ما به كمتر از آنچه كه آوردهايد قناعت مى كنيم . دهقانان گفتند : يا امير المؤمنين ، ما در ميان عرب دوستان و آشنايان داريم ، آيا از اين كه ما بآنان هديه اى كنيم يا آنها هديهء ما را بپذيرند ، جلوگيرى مى فرمائى حضرت فرمود : همهء عرب دوستان شما هستند و شايسته نيست كه يكى از مسلمانان هديهء شما را بپذيرد و اگر كسى مالى را از شما غصب كرد ، بما اطلاع بدهيد .
دهقانان گفتند : يا امير المؤمنين ، ما دوست داريم تو هديه و كرامت ما را بپذيرى . حضرت فرمود : ما از شما بىنيازتريم ( ما بايد در صورتى كه مناسب باشد بشما هديه اى بدهيم ) ، سپس آنانرا بحال خود گذاشت و حركت كرد .
راهب ديرنشين على ( ع ) را درك مى كند و همراه او تا شهادت پيش مى رود نصر بن مزاحم مى گويد : حبه عرنى مى گويد : وقتى كه على ( ع ) در رقة در محلى از كنار فرات كه بليخ گفته مى شود فرود آمد ، راهبى از صومعهء خود