ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٢٧٢
( وَجَعَلَ لَهُمْ أَجَلًا لا رَيْبَ فِيه ) [١] ( و براى آنان مدت معينى قرار داده است كه ترديدى در آن نيست ) ( وَلَنْ يُؤَخِّرَ الله نَفْساً إِذا جاءَ أَجَلُها ) [٢] ( و خداوند مرگ هيچ نفسى را به تأخير نمى اندازد [ موقعى كه اجلش فرا رسيده باشد ] ) اين مدت معين در بارهء حيات اقوام و ملل هم گوشزد شده است : ( لِكُلِّ أُمَّةٍ أَجَلٌ إِذا جاءَ أَجَلُهُمْ فَلا يَسْتَأْخِرُونَ ساعَةً وَلا يَسْتَقْدِمُونَ ) [٣] ( براى هر امتى اجل معينى است ، هنگامى كه آن اجل معين فرا رسد نه يك ساعت به تأخير مى فتند و نه ساعتى پيشتر منقرض مى گردند ) البته ممكن است مقدمات قطعى فرا رسيدن اين اجل چنانكه متذكر شديم ، براى انسان معلوم شود ، ولى خود بوجود آمدن آن مقدمات ، با علم خداوندى و تعيين قانونى او است . بنا بر اين از مجموع سخنان امير المؤمنين ( ع ) و از ديگر منابع اسلامى مانند آيات قرآنى و احاديث معتبر باين نتيجه مى رسيم كه مرگ چه طبيعى و چه غير طبيعى پيرو قانون و مشيت خداوندى است ، اگر چه ممكن است مقدمهء تحقق مشيت خداوندى را خود انسان آماده كند ، مانند اقدام به خودكشى حتمى و غير ذلك .
[١] الاسراء آيه ٩٩ .
[٢] المنافقون آيه ١١ .
[٣] يونس آيه ٤٩ .