ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٣٠١
با پندارها باعث مى شود كه متن حقيقى حيات را مزاحم خود ببينند . اينان از انسانهايى كه سر فصل تكامل و نمونهء عظمتها و نيازمند به تعاون در مسير رشد و كمال مى باشند ، فارغاند و گوئى حيات آنان در خلائى بىهيچ چيزى بوجود مى آيد و به راه خود مى رود . اوج اعتلاى اين هدف موقعى است كه جويندهء تجريد خود را حق مى بيند و دم از انا الحق مى زند و يا مى گويد : « نيست اندر جبهام الا خدا » من پس از مطالعات تا اندازه اى قانع كننده و تفكراتى كه براى وجدان خودم رضايت بخش بوده است ، باين نتيجه رسيدهام كه اين مرتاضان با بدست آوردن يك بعد بسيار لطيف و محيط به جهان هستى كه مى توانند جهان را مانند يك واحد براى دريافت خود احضار كنند ، به خطا و اشتباهى بسيار عجيب دچار ميشوند . آن اشتباه اينست كه بجاى اين كه عظمت و احاطهء روحى خود را در آن موقع درك كنند ، خدا را كوچك ميكنند البته مى توان گفت : اگر روح انسانى در آن حالات ظريف ، به خطاى مزبور مرتكب شود ، معلوم مى شود كه روح اعتلائى نيافته است .
٧ - نيروانا :
وصول به اين هدف را در طرز تفكرات بودا مى بينيم كه داراى تفسيرهاى مختلفى است . راه رسيدن به اين هدف تقريبا همانند راهى است كه مرتاضان و جوكىها در پيش مى گيرند ، با اين تفاوت كه تفكرات بودائى مى كوشد تا حدودى براى اثبات عقيدهء خود ، جنبهء فلسفى بدهد . يك مفهوم مشترك كه در تفاسير مختلف نيروانا مى توان در نظر گرفت ، عبارتست از انسان رها شده از طبيعت و روابط زنجيرى كه در عالمى از عدم تعين وارد مى شود . اين هدف به اضافهء ابهامى كه در هويت خود دارد ، در حذف و منها نمودن امتيازات ارتباط با ابعاد و استعدادهاى انسانى و قانون و عظمتهاى جهان هستى ، شباهتى با هدف شمارهء ششم دارد كه بجاى شفاف ساختن جهان هستى و چاره جوئى رنجها و آلام بشرى در صدد منتفى ساختن خود از يك جريان كاملا واقعى برمى آيد ، نيروانا هدفى نيست كه « آنچه هست » را در راه وصول روح به