ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ١٩٦
مأمور نشدهاند مگر به اين كه خداوند را عبادت كنند در حالى كه در دين براى او اخلاص مى ورزند ) .
از نظر قواعد عربى « ما » ى نافيه كه بعد از آن كلمهء استثناء « الا » وارد شود افادهء حصر مى نمايد مانند : ما رأيت إلَّا زيدا ( من نديدم مگر زيد را ) .
يعنى من فقط زيد را ديدم و بس . همين قاعده در زبان فارسى نيز وجود دارد ، چنانكه مى گوئيم : « من در آن مجلس جز زيد را شايستهء گفتگو نديدم » آياتى كه با كلمات و تركيبات مختلف حصر عبادت را از روى اخلاص بخداوند بيان ميكند ، متعدد و فراوان است . در آيهء مورد بحث دو كلمهء له الدين وجود دارد و معناى اين دو كلمه چنين است كه دين از آن او است . و مى دانيم كه معناى دين عبارتست از آن زندگانى قابل محاسبه و پذيرش فطرت سليم و عقل واقع بين كه وابسته به مشيت و ارادهء تشريعى و تكميلى خداونديست . اين معنا براى دين اگر چه مورد تفسير همهء محققان نيست ، ولى محصول و خلاصهء همهء تفسيرهائى است كه براى كلمهء دين مطرح شده است . بنا بر اين مفهوم و مفاد آيهء شريفه اينست كه دستور قطعى خداوندى اينست كه مردم در جاذبهء الهى كه پيوسته به كمال برين است قرار گرفته و جز او هيچ حقيقتى را مطلوب ذاتى تلقى نكنند و آن دين الهى كه مردم مأمور به گرويدن بآن هستند ، همين قرار گرفتن در جاذبهء الهى و مطلوب ذاتى و مطلق تلقى كردن آن مقام شامخ است .
چنين زندگى قابل محاسبه و پذيرش فطرت و عقل سليم است و بس . لذا اخلاص به خداوند يعنى اخلاص به هستى و وجود انسانى كه هر دو جلوه گاه مشيت خداوندى هستند چه : ( فَأَيْنَما تُوَلُّوا فَثَمَّ وَجْه الله ) [١] ( به هر طرف روى بگردانيد ، همان جا وجه اللَّه است ) . اخلاص به هستى يعنى دريافت واقعى آن و درك فروغ ملكوت خداوندى كه بهمهء اجزاء و روابط آن مى تابد و نتيجهء اين درك عبارتست از احساس
[١] البقرة آيهء ١١٥ .