ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٢٢٨
اكنون ظلمت محض را در برابر اين نور محض بر مى نهيم : بهمان مقدار كه على بن ابي طالب ( ع ) معروف به كم خورى و عادت به غذاهاى بسيار ساده و كم ارزش است معاويه پسر ابى سفيان ضرب المثلى در پرخورى و خوش - گذرانى در غذا است . بيتى را كه در بحث گذشته از يك شاعر نقل كرديم ، بياد مى آوريم :
< شعر > و صاحب لى بطنه كالهاوية كأنّ فى أحشائه معاويه < / شعر > ( و چه بسا رفيقى كه دارم ، شكمى مانند دوزخ دارد [ هر چه مى خورد ، باز هل من مزيد ( آيا زيادتر از اين هم هست سرازير كنيد بسوى من ) مى گويد ] گويى : در روده هايش معاويه نهفته است ) اين پرخورى همان خونسردى و بىتفاوتى و مردن احساسات عالى را نتيجه مى دهد كه در معاويه ديده مى شود .
متلكهائى كه به او گفته شده و پاسخهاى ركيكى كه از او در متلكپرانىها شنيده شده است ، دليل همان خونسردى و بىتفاوتى و مردن احساسات عالى وى ميباشد . از طرف ديگر جلسههاى او و گفتگوهائى را كه در جلسههاى او بميان آمده است ، كه پر از سخنان سبكسرانه و دم از قدرت و سلطه زدن بوده است ، با جلسههاى روحانى و عرفانى امير المؤمنين ( ع ) در برابر هم بگذاريد ، يعنى ظلمت محض را در برابر نور محض بگذاريد . سخنان چند پهلو و ابهام انگيز او را در مقابل سخنان صريح و حكيمانه و الهى فرزند ابي طالب بگذاريد ، يعنى ظلمت محض را در برابر نور محض بگذاريد .
حيله گرىها و مكرپردازيهاى او را روياروى كردار و گفتار و انديشههاى مبنى بر حقيقت و واقعيت امير المؤمنين قرار بدهيد ، يعنى ظلمت محض را روياروى نور محض قرار بدهيد . شگفتانگيزتر از همهء اينها ، آن گستاخى است كه اين ظلمت مى خواهد براى نور محض تعيين تكليف نمايد < شعر > چشم باز و گوش باز و اين عما حيرتم از چشم بندى خدا < / شعر >