ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ١١٧
با از دست دادن حيات كه نوعى خودكشى جنون آميز است كه به مقدمات اختيارى منتهى مى گردد . معصيت دوم - كه بجهت غير مستقيم بودن آن از ديدگان شما پوشيده است ، اينست كه با سبك شمردن دفاع از جانهاى خود حيات ديگر انسانها را نيز بازيچهء دست اقوياى از خدا بيخبر و ضد انسان قرار داده و ميدان براى يكه تازى آنان باز مى كنيد . و با اين سست عنصرى خود اثبات مى كنيد كه براى انسان نماهاى بدتر از درندگان مانعى از بستن آب حيات بخش وجود ندارد توقف مكنيد ، تحمل در اين فاجعه نه بحكم عقل جائز است و نه به حكم شرع مباح . اين ضد انسان بنام معاويه كه امروز روياروى ما ايستاده و به وقيحترين عمل كه بستن آب بر روى انسانهاى تشنه است مرتكب شده است ، مقصدى جز اشباع كامجوئىهاى حيوانى در اين دنيا ندارد ، او كسى است كه در برابر همهء منطقهاى عقلى و مذهبى شمشير نشان مى دهد ، آيا فكر مى كنيد كه براى اين شمشير ناحق پاسخى جز شمشير وجود دارد ، بنا به نوشتهء تواريخ فرمان امير المؤمنين براى فتح فرات و باز كردن آب بر روى مسلمانان صادر شد ، اين فرمان فورا به اجرا در آمد و فرات بر روى سپاهيان امير المؤمنين گشوده شد . آيا فرزند ابي طالب پس از تسلط بر آب فرات در صدد انتقام از آن ضد انسانها بر آمد نه هرگز ، بلكه دستور داد سپاهيان معاويه نيز از آب حيات بخش كه حق عمومى انسانها است ، بهره مند شوند . آرى - < شعر > اريد حياته و يريد قتلى عذيرك من خليلك من مراد < / شعر > ( من زندگى او را مى خواهم او مرگ مرا مى خواهد غدر اين مقابلهء نابكارانه را از دوست مراديت بياور ) .
درست همين حادثهء تفكيك كنندهء انسان از ضد انسان در داستان كربلاى خونين نيز بوقوع پيوست . حادثه چنين بود كه حسين فرزند امير المؤمنين عليهما السلام در مسيرش رو به كربلا بود كه حر بن يزيد رياحى در يكى از منزلگاهها با هزار نفر سپاهى از كوفه به مقابله با حسين ( ع ) از راه رسيد ، حرارت