ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ١٦٠
٥٥ - و من كلام له عليه السّلام
٥٥ - و من كلام له عليه السّلام متن خطبهء پنجاه و پنجم
متن خطبهء پنجاه و پنجم و قد استبطأ اصحابه إذنه لهم في القتال بصفين أمّا قولكم : أكلّ ذلك كراهية الموت فو اللَّه ما أبالي ، دخلت إلى الموت أو خرج الموت إلىَّ . و أمّا قولكم شكَّا في أهل الشّام فو اللَّه ما دفعت الحرب يوماإلَّا و أنا أطمع أن تلحق بي طائفة فتهتدي بي ، و تعشو إلى ضوئي ، و ذلك أحبّ إليّ من أن أقتلها على ضلالها ، و إن كانت تبوء بآثامها .
ترجمهء خطبهء پنجاه و پنجم
ترجمهء خطبهء پنجاه و پنجم سخنى است از آن حضرت ، در آن موقع كه در اجازه دادن براى آغاز كردن جنگ در صفين ، تاخير نمود ، فرموده است ( اين كه مى گوئيد : همهء اين تأخير در شروع جنگ براى احساس ناگوارى مرگ است [ بخطا رفتهايد ] زيرا سوگند بخدا ، هيچ باكى از آن ندارم كه من بسوى مرگ بروم يا مرگ به سراغ من بيايدو اما اين كه مى گوئيد : تأخير اقدام به نبرد ناشى از ترديدى است كه در بارهء اهل شام دارم سوگند بخدا ، هيچ روزى جنگ را به تأخير نينداختممگر به اميد طمع اين كه گروهى از مردم [ فريب خورده ] بمن ملحق و بوسيلهء من هدايت شوندو با آن بينائى ضعيفى كه دارند از روشنائى من بهره ور گردنداين [ تأخير در شروع جنگ كه چنين نتيجهء الهى را در برداشته باشد ] براى من محبوبتر از آنست كه آن فريب خوردگان را در ضلالتى كه غوطه ورند نابود بسازماگر چه در سرنوشت و مقصد نهائى با گناهان خود دمساز شوند ) .