ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٢٨٠
اقويا و يكه تازان تنازع در بقا سد راه ديگر انسانهاى تكاپوگر مى باشند . اينان هستند كه نقش بال و پر پرواز كنندگان در فضاى جهنمى تنازع در بقا را بازى ميكنند . تلفات تاريخ ما در مسير خود بجهت بىتوجهى سياست خردمندانه در بارهء اين ابزار « از خود بيگانه » بحدى سهمگين و وحشتآور است كه مى تواند براى مردم معمولى و ناآگاه از واقعيات عالى انسانى ، هرگونه فلسفه و مكتب را پوچ و بىمعنى قلمداد نمايد .
٢ - زندگى دنيوى براى دنياى محض و بعبارت ديگر زندگى مادى براى زندگى مادى اين نوع زندگى كه همهء آگاهىها و انديشهها و خواستهها و تلاش و تكاپوها را براى ماده و ماديات بسيج مى كند ، تاريخ طبيعى قافلهء انسانى را اداره مى كند و بخلاف زندگى نوع يكم ، از مقدارى قوانين و الگوها پيروى مى كند و واقعياتى براى آن بطور جدى مطرح است و طبيعت و شئون آنرا شوخى تلقى نمى كند و به موجوديت خود با عينك پوچى نمى نگرد . و بطورى كه سرگذشت عينى اين زندگى نشان مى دهد ، بجهت تطبيق ابعاد معنوىگرائى و روحانى انسانى بر شئون همين زندگى طبيعى محض از رضايت و خرسندى به حيات برخوردار بوده است ، باين معنى كه گردانندگان اين نوع زندگى و غوطه وران در آن ، رضايت و خرسندى از روند حيات خود داشته و خود را برنده نه بازنده در زندگى تلقى نمودهاند . اما همه مى دانيم كه اين رضايت معلول خنثى نمودن احساسات عالى و ناديده گرفتن لزوم درك موقعيت شخصى در كل مجموعى جهان هستى است كه بوجود آورندهء سه سؤال بزرگ « از كجا آمدهام بكجا مى روم براى چه آمدهام » ميباشد . و با اين كه اين رضايت موجب زير پا گذاشتن ارزشهاى عالى مربوط به شخصيت انسانى بوده و آدمى را در عين داشتن آگاهىها و اختيارات توجيه شده و پيش ساخته در سيستمهاى جبرى