ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ١٨٤
پوسيده و جانشين ساختن فرهنگ هميشه پويا بجاى آنها ، از شمشير بر نمى آيد ، شمشير فقط مى برد و مى درد ، شمشير تاكنون هيچ چيزى را نساخته است و نخواهد ساخت ، لذا هواداران شمشير و شمشير بازان بيهوده نشسته و منتظر كاربرد سلاحشان در دلهاى آدميان مى باشند .
٤ - آيا اسلام چين تحفهء شمشير عربستان است در صورتى كه حتى يك سرباز اسلام قدم به چين نگذاشته است .
٥ - آيا اسلام اندونزى را شمشير بآن سرزمين برده است همه مى دانيم كه يك سرباز اسلام قدم به اندونزى نگذاشته است .
٦ - آيا شمشيرى از مسلمانان در سرزمين شبه قارهء هند مگر محلهاى محدودى در زمان بعضى از امراى اسلامى ، بكار رفته است ٧ - قارهء آفريقا چطور در آن نيز جز در محلهاى محدودى شمشيرى از اسلام ديده نمى شود .
٨ - آيا شمشير در دست مغول بود يا مسلمانان مگر مغول همهء جوامع اسلامى را تار و مار نكرد پس چه شد كه خود مغول مكتب ملت شكست خورده را پذيرفت و بعدها در اعتلاى فرهنگى آن كوشش و تلاش كرد ٩ - اگر اسلام ساخته شدهء شمشير بود ، پس از رحلت پيامبر اكرم ( ص ) آن همه غائلهها و اختلافات و جنگ و خونريزىها كه با تحريكات هوىپرستان در جوامع مسلمين شيوع پيدا كرد ، و آن شمشيرها را به سر و كلهء خودشان مى نواخت ، مى بايست اسلام از بين برود و نابود گردد . بنا بر مطالب فوق ، علت اساسى ظهور اسلام مشيت الهى بود كه يك مشعل جاودانى سر راه بشر نصب كند و اخلاص و ايمان به هدف اعلاى مستند به منطق فطرت و عقل سليم بود كه در پيامبر اكرم و در امير المؤمنين و ياران مخلص آن حضرت در حد اعلا بوجود آمده بود .