ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ١١
و عبادات و اهميت ارتباط با آن مقام پاك و منزه است و يا ناشى از استقلال موهوم در برابر ذات پاك خداونديست و يا معلول بىاعتنائى به مقام اعلاى ربوبى است . بنا بر اين سرپيچى و نافرمانى سه صورت پيدا ميكند : صورت يكم - ناآگاهى و ناتوانى - ادعاى جهل و نادانى به وجود خداوندى با داشتن مغز و روان سالم قابل پذيرش نيست ، چگونه مى توان با ديدن نظم و قوانين در عالم خلقت و ناتوانى طبيعت كور از ارادهء خويشتن و حكم قطعى عقلانى و فطرى سالم به اين كه هيچ حركتى بدون محرك و هيچ معلولى بدون علت امكانپذير نيست ، ادعاى ناآگاهى و نادانى نمود بطور كلى ناآگاهى و نادانى به وجود خداوندى و به دستورات و تكاليف الهى ، يا ناشى از نقص مغزى و روانى است ، در اين فرض تكليفى وجود ندارد ، زيرا خداوند سبحان عادل است و هيچ كسى را به ما فوق قدرت و آگاهى او مكلف نمى سازد .
( لا يُكَلِّفُ الله نَفْساً إِلَّا وُسْعَها ) [١] ( خداوند هيچ كسى را مكلف نمى سازد مگر بمقدار قدرتى كه مكلف داراى آن ميباشد ) .
صورت دوم - بىاعتنائى و اهميت ندادن بمقام اعلاى ربوبى و دستورات و تكاليف او - مسلم است كه اين حالت روانى كه از زشتترين و بدترين حالات روانى است ، بطور معمولى ناشى از پيروى از هوى و هوسها و علاقهء افراطى به اشباع شهوات و استخدام همهء استعدادها و قواى مغزى و روانى در راه تكثير و تقويت عوامل اشباع شهوات و لذايذ . مى باشد ، بدانجهت كه اين گونه پيروى و افراط مستند به خودخواهى و پرداختن دائمى به برآوردن خواستههاى خود طبيعى است ، نوعى تكبر و سرپيچى از ارتباط با خداوند متعال و دستورات و تكاليف او محسوب مى گردد .
صورت سوم - مقاومت و جرئت و احساس استقلال موهوم در برابر لزوم
[١] البقرة آيه ٢٨٦ .