ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٢٦٧
در صورتى كه كسانى بخواهند با اعتقاد فاسد ولى با نيت حق در اجتماع اخلال كنند ، محكوم بوده و بايد از اخلال و افساد آنان جلوگيرى نمود . يعنى اگر كسانى باشند كه با اعتقاد فاسد و گمراه كننده ولى با نيت حق ، فساد و اخلال در جامعه راه بيندازند ، بدون ترديد بايد از فعاليت آنان جلوگيرى كرد ، چنانكه امير المؤمنين عليه السلام در بارهء خوارج انجام داده . نخست آن حضرت آراء و عقايد خوارج را بوسيلهء ابن عباس و ديگران تحقيق فرمود و نيز خود آن حضرت بطور مستقيم از معتقدات فاسد آنان مطلع گشت ، فرمود : مادامى كه خونى نريختهاند و مالى را بغارت نبردهاند و ناموسى را هتك نكردهاند ، كارى با آنان نداشته باشيد ، يعنى مادامى كه قناعت به اعتقاد فاسد خود دارند و تعدى و تجاوز نمى كنند ، مستحق جنگ و پيكار نيستند . بهمين جهت بود امير المؤمنين عليه السلام مدتى جنگ با خوارج را به تأخير انداخت و در آن مدت بوسيلهء شخصيتهاى آگاه و مطلع و موثق باحتجاج با آنان پرداخت و هرگز جنگ را با آنان آغاز نكرد ، بلكه خوارج وقتى كه شروع به لجاجت نموده و جنگ را آغاز كردند ، حضرت فرمان حمله را صادر فرمود . اينست معناى اين كه « عقيدهء اشخاص محترم است » نه اين كه هر عقيده اى بايد در اجتماع و بدون هيچ قيد و شرطى ابراز شود و جامعه را به اضطراب و تشويش و خونريزيها مبتلا بسازد . در آزادى عقيده اى كه جان استوارت ميل و ديگر هواداران آزادى از آن دم مى زنند ، اين مسئلهء حياتى را در نظر نمى گيرند كه آزادى نبايد در راه از بين بردن آزادى ديگران بكار برده شود . يك عقيدهء فاسد اگر با نيت حق بوجود بيايد مادامى كه منكر اصول ثابت و روشنگر واقعيات نبوده باشد و غرض ورزى و لجاجت در كار نباشد و ضررى بحال جامعه نداشته باشد قابل تعقيب نيست . زيرا بدان جهت كه شخص معتقد خود را بر حق مى بيند ، اگر چه در ضلالت و گمراهى است ، نمى توان او را فقط بدانجهت كه معتقد بيك اعتقاد فاسد است از بين برد و حق حياتش را سلب نمود ، اما مادامى كه