ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٢٧١
همه چيز را مى دانند و مدت زندگى و عامل مرگ و موقع آنرا مى توانند كاملا درك نمايند و اين اشتباه و خطا در اعمال و انديشههاى آن مردم اثر مى گذارد . و گمان ميكنند حاكم مطلق زندگى و مرگ خودشان مى باشند با اين كه مى بينند :
< شعر > هزار نقش بر آرد زمانه و نبود يكى چنانكه در آيينهء تصور ما است < / شعر > لذا امير المؤمنين عليه السلام در پاسخ اخطار كنندگان با كمال آرامش خاطر مى فرمايد : براى زندگى من از جانب خدا سپرى است نگهدارنده . البته حفظ حيات از مخاطرات و عوامل مزاحم آن قانون طبيعى و وظيفهء الهى آدمى است ، ولى هرگز براى يك انسان اين قدرت وجود ندارد كه اختيار حيات و موت خود را در دست داشته و از همهء مسائل مربوط به عامل بقاى زندگى و عامل فناى آن آگاه شود و بر فرض آگاهى بتواند موقعيت كاملا صحيح را در بارهء منظور خود انتخاب نمايد . حتى در آن موقعيتهائى كه آدمى يقين به پايان يافتن حيات خود مى نمايد ، مانند بيمارى مهلك يا كسى كه براى كيفر به اعدام برده مى شود ، اگر چه بآخرين لحظات حيات هم رسيده باشد ، باز يقين نهائى به مرگ نخواهد داشت . و اگر از ديدگاهى ديگر اين مسئله را بررسى نمائيم ، يقين به پايان يافتن حيات غير از پايان واقعى حيات است كه مربوط به مشيت خداونديست ، و آن حصار پشت پردهء طبيعت كه حيات را در برگرفته است ، حصاريست كه خداوند موقع شكسته شدن آنرا تعيين فرموده و با كلماتى گوناگون آنرا بيان فرموده است ، مانند اجل : ( هُوَ الَّذِي خَلَقَكُمْ مِنْ طِينٍ ثُمَّ قَضى أَجَلًا ) [١] ( او خداونديست كه شما را از گل آفريده سپس حكم به مدت ( معين ) فرموده است )
[١] الانعام آيه ٢ .