ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٣٥
و آنان جنگ و جدال با تو خواهند داشت و از هيچ تلاشى در اين راه مضايقه نخواهند كرد ، همهء اين تكاپوهاى نابكارانه از روى طمع پليد بدنيا و بخل به آن چه كه از اين دنيا در دست دارند ، و هيچ حاجتى جز اين ندارند ، و آن ادعا كه براه انداختهاند بعنوان مطالبهء خون عثمان ، فقط براى فريفتن مردم ساده لوح و نادان است ، آنان دروغ مى گويند كه حركت و كوچ و جنگ آنان براى خونخواهى عثمان است ، آنان دنيا را طلب ميكنند نه خون عثمان را . ما را براى جنگ با آنان بسيج فرما ، اگر حق را پذيرفتند ، [ با آنان نبردى نيست ] و الا پس از حق جز گمراهى نمى باشد . و اگر مقاومت كردند و جز كارشكنى و اخلالگرى و افزودن بر مشقت چيزى نخواستند كه گمان من در بارهء آنان همين است با آنان به نبرد مى پردازيم ، سوگند بخدا ، مادامى كه در ميان آنان كسى بماند كه اگر نهى كند اطاعتش ميكنند و اگر امر كند از او مى شنوند ، نمى بينم كه براى تو بيعت نمايند . سپس عمار بن ياسر برخاسته و حمد و ثناى خداوندى را بجاى آورده و گفت : يا امير المؤمنين ، اگر يك روز هم بتوانى تأخير نكنى ، تأخير مكن و پيش از آنكه آتش آن تبهكاران شعله ور شود و نظرياتشان بر تفرقه انداختن و جلوگيرى از حق متحد شود حركت كن و آنان را به قبول سهم و نصيب حقيقىشان و پذيرش رشد دعوت فرما ، اگر پذيرفتند به سعادت رسيدند و اگر امتناع ورزيدند ، سوگند به خدا ، ريختن خون آنان و تلاش در جهاد با آنان موجب تقرب به پيشگاه الهى و كرامتى از خدا است .
سپس قيس بن سعد بن عباده برخاسته و حمد و ثناى خداوندى را بجاى آورده و گفت : يا امير المؤمنين ، ما را با سرعت تمام بطرف دشمنان بسيج فرما و تردد و تأخير روا مدار . سوگند به خدا ، جهاد و نبرد با آن نابكاران براى من محبوبتر از جهاد و نبرد با ترك و روم است ، زيرا آن نابكاران در دين خدا فريب و نيرنگ براه انداختهاند و اولياء اللَّه از ياران محمد ( ص ) را كه مهاجرين و انصار و تابعين نيكوكار آنان هستند ، خوار و پست شمردهاند . بمجرد اين كه در بارهء كسى غضب كنند ،