ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٢٤٣
مقدمه اى براى تفسير علم غيب
مقدمه اى براى تفسير علم غيب معناى غيب كه مفهومى در مقابل شهادت است ، عبارتست از حقايق دور از ديدگاه يك انسان كه داراى دو مفهوم عام و خاص است .
مفهوم عام غيب عبارتست از هر حقيقتى كه از ديدگاه انسانى غايب است ، يعنى ميان انسان و آن حقيقت موانعى وجود دارد كه از رابطهء دركى ميان انسان و آن حقيقت فاصله و حجاب انداخته است . بنا بر اين مى توان گفت : هر حقيقت و واقعيتى كه ماوراى درك انسان جاهل قرار گرفته است ، براى او نوعى غيب است .
مفهوم خاص - غيب عبارتست از حقايق پشت پردهء واقعيات و رويدادهاى عالم طبيعت كه حواس و ذهن و ديگر ابزار شناخت معمولى راهى به آنها ندارد .
آنچه كه در قرآن مجيد آمده و در ميان دانشمندان و متفكران اسلامى مطرح شده است كه چه كسى مى تواند عالم به غيب باشد و معناى علم غيب چيست ، همين مفهوم خاص است . ما نخست آيات مربوط به غيب را مطرح مى كنيم و سپس بمباحث مربوط به آن را بررسى مى كنيم و پس از آن همهء موارد غيبگوئى امير المؤمنين ( ع ) را در نهج البلاغه مى آوريم .
آيات مربوط به غيب و علم بآن .
آيات مربوط به غيب و علم بآن .
اين آيات به گروه هائى تقسيم مى شود :
گروه يكم - غيب بمعناى واقعيات پشت پردهء طبيعت محسوس و ملموس كه بايد به آنها ايمان آورد .
گروه يكم - غيب بمعناى واقعيات پشت پردهء طبيعت محسوس و ملموس كه بايد به آنها ايمان آورد .
از جمله آيات اين گروه : ١ - ( الَّذِينَ يُؤْمِنُونَ بِالْغَيْبِ وَيُقِيمُونَ الصَّلاةَ . . . ) [١] ( مردم متقى كسانى هستند كه ايمان به غيب مى آورند و نماز را بر پاى مى دارند ) .
٢ - ( إِنَّما تُنْذِرُ مَنِ اتَّبَعَ الذِّكْرَ وَخَشِيَ الرَّحْمنَ بِالْغَيْبِ ) [٢] ( جز اين نيست كه تو
[١] البقرة آيهء ٣ .
[٢] يس آيهء ١١ .