ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٨٥
شخص بخوبى مى تواند از عهدهء توضيح آن برآيد . هر اندازه كه عشق به عدالت و عمل بآن ، افزايش پيدا كند ، عدالت با معنائى والاتر در دل عاشق تجلى ميكند .
خداوند مردم را از بدست آوردن معرفت لازم در بارهء خويش محجوب نساخته است از يك طرف وجدان و عقل سليم آدميان مى گويد : علم بوجود خداوند سبحان يك علم بديهى است و وجود او آشكارترين حقيقتى است كه براى انسانها مطرح است . از طرف ديگر قرآن مجيد نيز اصرار به بداهت وجود آن ذات اقدس مى نمايد . مانند : ( قالَتْ رُسُلُهُمْ أَ فِي الله شَكٌّ فاطِرِ السَّماواتِ ) [١] ( آيا در وجود خداوند آفرينندهء آسمانها و زمين شكى وجود دارد ) ( هُوَ الأَوَّلُ وَالآخِرُ وَالظَّاهِرُ وَالْباطِنُ وَهُوَ بِكُلِّ شَيْءٍ عَلِيمٌ ) [٢] ( او است اول و آخر و او است ظاهر و باطن و او بهمه چيز دانا است ) همچنين روايات فراوانى كه بجهت صحيح بودن آنها مورد استشهاد و استدلال حكماء و متكلمين قرار گرفته است ، دلالت صريح به بداهت وجود خدا دارند كه نمى توان آنها را تأويل و تفسير بخلاف ظاهر نمود . يكى از آن روايات همين جملهء مورد تفسير است كه امير المؤمنين مى فرمايد : « مردم را از بدست آوردن معرفت لازم در بارهء وجود و آثار و نشانهايش محجوب نفرموده است » . در يكى از جملات دعاى عرفه ، امام حسين ( ع ) چنين مى گويد :
ألغيرك من الظَّهور ما ليس لك حتّى يكون هو المظهر لك ، متى غبت حتّى تحتاج إلى دليل :
( آيا براى ما سواى تو آن روشنائى و ظهور وجود دارد كه تو آن را نداشته
[١] ابراهيم آيه ١٠ .
[٢] الحديد آيه ٣ .