ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٩٨
آن مطلب را كه در مبحث گذشته در بارهء بطلان اطلاق « علت العلل » و « علت اولى » در بارهء خدا متذكر شديم ، مولوى نيز متوجه شده و مى گويد :
اين اصطلاح علت اولى و علت العلل را در بارهء خدا از كجا آوردهايد < شعر > چار طبع و علت اولى نيم در تصرف دائما من باقيم < / شعر > تا اينجا اين حقيقت را دريافتيم كه دو نوع حجاب ( عملى و علمى ) در برابر ديدگان ما كشيده مى شود و ما را از ارتباط مستقيم با خدا محروم مى سازد ، حجاب دوم كه حجاب بظاهر علمى است ، همان فرو رفتن در علل جاريه در متن ظاهرى طبيعت است كه بار ديگر مولوى آنرا گوشزد ميكند و تعبير لطيفى در اين باره مى آورد :
< شعر > كز چنان روئى چنين قهراى عجب هر كسى مشغول گشته در سبب مركب همت سوى اسباب راند از مسبب لاجرم محجوب ماند < / شعر > با ديدن مسبب الاسباب « نه بمعناى علت العلل اصطلاحى » اسباب و علل طبيعى بطور صحيح ارزيابى ميشوند و مطلقگرايى آدمى را اسير و گرفتار خود نمى نمايد . يعنى اسباب و علل منفى نمى شوند ، بلكه در عين حال كه با انسان رابطهء منطقى واقعى برقرار ميكنند ، چنان صيقلى و شفاف ميشوند كه مشاهدهء آنها همراه توجه به خدا ميباشد چنانكه با ديدن نوشتههاى قضائى يك قاضى دادگر ، عظمت شخصيت آن قاضى از سطور و كلمات آن نوشتهها نمودار مى گردد و چنانكه تماشاى هر يك از اجزاى يك تابلوى ابتكارى ، با يك انتقال ظريف ذهنى به آن هنرمندى كه آن اثر را بوجود آورده است همراه ميباشد ، در صورتى كه جنبهء فيزيكى و نمود عينى تابلو براى خود قوانين و اصولى دارد كه مراعات آنها به بررسىها و تحقيقات جداگانه اى احتياج دارد .
اين كه مى بينيد غائلهء بسيار ديرينهء « عليت » هنوز برطرف نشده و در ميان مسائل و مباحث ابهام انگيز غوطه ور است ، براى همين است كه بجاى آنكه