ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ١٨٢
قابل تصور است و محتواى بيت مولوى براى تشبيه است .
٨ ، ١٧ - و لقد كان الرّجل منّا و الآخر من عدوّنا يتصاولان تصاول الفحلين ، يتخالسان أنفسهما : أيّهما يسقي صاحبه كأس المنون . فمرّة لنا من عدوّنا و مرّة لعدوّنا منّا ، فلمّا رأى الله صدقنا أنزل بعدوّنا الكبت و أنزل علينا النّصر حتّى استقرّ الإسلام ملقيا جرانه و متبوّئا أوطانه ( در آن زمان مردى از ما و مردى از دشمن مانند دو نر [ جنگى ] سخت با يكديگر گلاويز مى گشتند در حالى كه از خود بيخود شده بودند ، تا كدام يك از آن دو ، كاسهء مرگ را بر ديگرى بچشاند . گاهى دشمن از ما ضربه مى خورد و گاهى ديگر ما از دشمن ضربه مى خورديم . وقتى كه خداوند صدق و خلوص ما را ديد ، دشمن ما را به ذلَّت و خوارى نشاند . و پيروزى را براى ما فرستاد ، تا آن گاه كه اسلام مانند شترى كه گردن بر زمين نهد و حالت تسليم بخود بگيرد ، استقرار يافت و در جايگاههاى خود [ عقول و دلهاى مسلمانان ] جايگير شد ) .
جان بر كف ، خود باخته به هدف اعلاى حيات و با قلب مالامال از خلوص ، اسلام را استقرار داديم در آن زمان كه از همهء علايق و تمايلات و روابط و ضوابط پوسيده گذشتيم و حتى جان خود را در راه هدف اعلاى حيات بر كف نهاديم ، تا معناى واقعى علائق و تمايلات و روابط و ضوابط و حتى معناى جان را كه اسلام براى ما توضيح مى داد ، درك كنيم و در « حيات معقول » خود بكار ببريم . از پدران و فرزندان و همهء شاخهها و ريشههاى وجود طبيعى خود بريديم تا انسانهائى ساختيم در دنياى جديدى ، كه آن علائق و تمايلات همگى دگرگون شدند و گام در صراط مستقيم نهاديم . ما و دشمن ما هر دو در مرز زندگى و مرگ