ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٢٧٩
٤ - زندگى دو عنصرى دنيوى و اخروى كه هر يك مستقلا هدف قرار بگيرد . ٥ - زندگى معنوى نما براى زندگى دنيوى محض . ٦ - زندگى دنيوى در مسير حيات اخروى كه « حيات معقول » ناميده مى شود . ما در بارهء هر يك از اين اقسام ششگانهء زندگى توضيحى مى دهيم :
١ - زندگى ناآگاه و بدون استقلال شخصيت و آزادى و اختيار زندگى با اين اوصاف كه متذكر شديم ، يك صورت بىمعنى از زندگى است كه از حقيقت و معناى حيات فقط دو چيز دارد : يكم - حركت و احساس ابتدائى و توليد مثل و قرار گرفتن در گردبادهاى عوامل جبر طبيعت و همنوعان خود . دوم - نام زندگى است كه بچنين انسانها هم زنده مى گويند : اينان نه معناى زندگى دنيوى را مى فهمند و نه مى توانند دركى در بارهء زندگى معنوى و اخروى داشته باشند ، همه چيزها براى آنان در همان حال كه نسبى هستند ، مطلق هم مى باشند . زشت و زيبا و نيك و بد و گذشته و آينده و وسيله و هدف و قانون كلى و قضيهء جزئى و انديشهء منطقى منتج و پندار و اوهام و نقص و كمال و امثال اين مفاهيم متضاد يا متناقض ، از هيچ حقيقت و واقعيتى خبر نمى دهند . دست طبيعت و اقوياى جوامع اينان را از سبد شب به سبد روز مى اندازند و از سبد روز به سبد شب پرتاب ميكنند . اينان بمنزلهء همان ابزار موسيقى هستند كه در چهار راهها نهاده شوند كه هر كس از آنجا مى گذرد و توانائى آنرا داشته باشد كه نوازندگان قبلى آن ابزار را كنار بزند ، بدلخواه خود صداى آنرا در آورد كه اگر صداهاى آنرا بدلخواه خود ببيند ، تا آنجا كه بتواند آنرا بنوازد ، تا نوبت رهگذر قويترى برسد و آن ابزار را در اختيار خود بگيرد . ضرر اين مردگان زنده نما منحصر در اين نيست كه خودشان نمى توانند آگاهانه و با استقلال خود را بنوازند و آهنگ خود را بيرون بياورند ، اينان با وسيلهء قرار گرفتن در دست