ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ١٤٥
او ، يعنى اندازه گيريهايش ، هرگز در بارهء خود جهان حقيقى چيزى باو نمى آموزند ، اندازهها براى او چيزى جز پيامهائى كم و بيش نامطمئن نيستند يا به تعبير هلمهولتز جز علاماتى نيستند كه جهان حقيقى به او مخابره ميكند و سپس او به همان طريقى كه زبانشناس مى كوشد تا سندى را كه از بقاياى تمدنى ناشناخته است بخواند ، در صدد نتيجه گيرى از آنها برمى آيد . اگر زبانشناس بخواهد به نتيجه اى برسد بايد اين را چون اصلى بپذيرد كه سند مورد مطالعه معنائى در بردارد [١] . » اين مسائل كه تاكنون مطرح كرديم براى اثبات اين حقيقت بود كه « نه تنها علم نمى تواند واقعيات و اسرار پشت پردهء طبيعت را كه مبانى اصيل طبيعت و جريانات آن هستند ، منكر شود ، بلكه خود علم است كه مى گويد : مطالعهء دقيق طبيعت ما را به اعتقاد به واقعيات پشت پردهء طبيعت كه بسيار با اهميت مى باشند ، رهنمون مى گردد » .
راه ديگرى براى اثبات واقعيات پشت پردهء طبيعت وجود دارد كه درون آدمى است ، يك احساس خالص و فهم ناب و درك عالى جهان طبيعت را بدون واقعيات و مبادى ماوراى طبيعى مانند جاندارى دم بريده و بىسر تلقى نمى كند . اين احساس و فهم و درك با اين دستور كه « سرت را پائين بينداز و بخور و بخواب ، مرگ نزديك است و مرگ پايان كار است » تضاد آشتى ناپذير دارد كه با شوخىهاى اپيكورى و دگماتيسمهاى منتهى به نيهيليسم ، قابل آشتى كردن نيستند . و آنچه كه در پشت پرده است با ابديت و مبناى حيات حقيقى ما مربوط است ، لذا امير المؤمنين عليه السّلام در نهج البلاغه آن همه اصرار به حركت و كوشش در راه تأمين بعد ابديت روح انسانى دارد .
آيندهء فوق العاده با اهميت ، در انتظار انسانها آيات قرآنى و روايات معتبر و مخصوصا نهج البلاغهء امير المؤمنين
[١] تصوير جهان در فيزيك جديد - ماكس پلانك ترجمهء آقاى مرتضى صابر ص ١٣٨ .