ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ١٠٩
( اگر باطل از در آميختن با حق تفكيك و خالص شود ، بر حق جويان پوشيده نمى ماند . و اگر حق از پوششها و آميزش با باطل تفكيك و خالص شود ، زبانهاى مردم معاند از قيل و قال در بارهء حق بريده مى شود . ولى مشتى از حق و مشتى از باطل گرفته و درهم مخلوط ميشوند . در اين موقع است كه شيطان بر پيروان خود مسلط گشته و كسانى كه از طرف خداوندى سابقهء نيكو بآنان داده شده است ، نجات پيدا ميكنند ) .
اساسىترين مبناى فريبكارى يكه تازان تنازع در بقاء در آميختن حق با باطل است آن انرژيهاى مغزى و روانى پر ارزش كه تاكنون پيشتازان حيات حيوانى محض در ميدان تنازع بقاء در تهيه و طرح نقشههاى نابكاران براى مخلوط كردن حق با باطل صرف و مستهلك نمودهاند ، و آن همه مواد زندگىساز مردم كه در اجراى آن نقشهها بشكل اسلحه و ديگر وسايل عمل محو و نابود شده است ، اگر يك ميليون آن انرژيها و مواد ، در راه بيان حق و اجراى آن صرف و مستهلك مى شد ، از قرنها پيش تاريخ انسانى ما شروع مى گشت و واقعا بجاى دنياى امروز كه مجموعه اى از خود بيگانگى و وحشت همه از همه و انبارها و كارگاههاى اسلحهء آدمكشى و زورگوئى قدرت پرستان خود محور است ، دنيائى داشتيم كه انسانهايى در كمال محبت با يكديگر در نهايت آرامش خاطر و ترقيات علمى و صنعتى تسليم به انسان [ نه علم و صنعت انسان سوز ] زندگى مى كردند . اما مى بينيم كه پيشتازان حيات حيوانى محض چنين دنياى انسانى را نمى خواهند و با قيافهء كاملا جدى و با كمال پرروئى نابكارانه كه با نام و سيماى قهرمانان خود را مطرح ميكنند ، راه ديگرى را از آنچه كه در پيش گرفتهاند ، به ذهن خود خطور نمى دهند . درست است كه اين