ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٨١
٧ ، ١٠ - سبق فى العلوّ فلا شيء أعلى منه و قرب في الدّنوّ فلا شيء أقرب منه . فلا استعلاؤه باعده عن شيء من خلقه و لا قربه ساواهم فى المكان به ( مقام عالى او از هر چيزى بالاتر و نزديكى او بر همهء اشياء از همه چيز نزديكتر است . نه علو مقام ذات اقدسش او را از مخلوقاتش دور ساخته است و نه نزديكى او موجب تساويش با كائنات گشته است ) .
< شعر > اى محرم عالم تحير عالم ز تو هم تهى و هم پر < / شعر > نظامى گنجوى رابطهء خداوندى با موجودات و رابطهء خداوندى با انسان در مجلد دوم در تفسير خطبهء يكم بررسى شده است و در آن مجلد ده نوع رابطه مطرح شده است كه هر يك مى تواند وجه يا بعدى از رابطهء كلى را توضيح بدهد . در تفسير جملهء فوق اين مطلب وجود دارد كه با اين كه عظمت و بلندى مقام شامخ ربوبى ، فوق همهء عظمتها است ، نزديكترين حقيقت به همهء اشياء است . اين عظمت مختص آن مقام الهى است و بس كه هيچ موجودى را چنين علو و كمالى نيست . درك اين اعتلاء و نزديكى براى كسانى كه در مفاهيم مأخوذه از طبيعت و وجود محدود خود غوطه ورند ، امكان پذير نيست ، زيرا وضع در هر دو قلمرو انسان و جهان چنين است كه اگر حقيقتى در برابر حقايق ديگر اعتلاء پيدا كرد ، امكان ندارد ، با آن حقايق پيوستگى و ارتباط برقرار نمود ، در صورتى كه خداوند متعال بهر دو امتياز دارا ميباشد ، و در عين حال كه با همهء مخلوقات نزديكترين ارتباط را دارد ، با آنها همزمان و هم مكان نبوده و بهيچ وجه مشمول قوانين جاريه در مخلوقاتش نمى باشد . از يك جهت مى توان نور و نفوذ و احاطهء آن را در جسم شفاف مانند شيشه بعنوان يك مثال ناقص در نظر گرفت ، كه نور در همهء اجزاء آن بدون كمترين اختلاط نفوذ مى نمايد و شيشه را روشن مى سازد و مانند