ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٢١٥
گشته است . اين آزادى كه عبارتست از قدرت انتخاب يكى از چند هدف يا يكى از چند وسيله براى وصول به هدف ارزش خود را از هدفى كه انسان آزاد در نظر مى گيرد ، در مى يابد ، اگر آن هدف انتخاب شده حقيقتى داراى ارزش و از مقولات مربوط به خير و كمال بوده باشد ، داراى ارزش عالى بوده و در اين صورت اختيار ناميده مى شود ، زيرا اختيار چنانكه در بعضى از مباحث مجلدات گذشته مطرح شده است ، بمعناى جويندگى خير است . در روايت مورد بحث پيامبر اكرم صلى اللَّه عليه و آله و سلم مى فرمايد : شخصى كه بمقام اخلاص رسيده است ، غل و زنجيرى براى او وجود ندارد و با نظر به به حقيقت اخلاص معلوم مى شود كه منظور آن حضرت تنها رهائى از قيد و زنجير نيست كه رهايى محض ناميده مى شود ، بلكه آن حالت رهائى است كه از آزادى عبور كرده و بمرحلهء اختيار كه عبارتست از شكوفائى آزادى در مسير خير و كمال رسيده است . اگر بخاطر داشته باشيم ، در يكى از جملات امير المؤمنين در بارهء اخلاص اين جمله را ديديم كه در بيان شهادت اين طور مى گويد : شهادة ممتحنا اخلاصها شهادتى به خدا مى دهم كه اخلاصش آزمايش شده و از امتحان گذشته است . اين اخلاص است كه او را بمقام اختيار موفق ساخته و باصطلاح عمومى امير المؤمنين بمرحله اى از آزادى ( اختيار ) رسيده است كه توانسته است آزادى بخش بانسانها بوده باشد . مولوى اين حقيقت را در بارهء امير المؤمنين ( ع ) دريافته و مى گويد :
< شعر > زين سبب پيغمبر با اجتهاد نام خود و آن على مولا نهاد گفت هر كاو را منم مولا و دوست ابن عم من على مولاى اوست كيست مولا آن كه آزادت كند بند رقيت ز پايت بر كند چون به آزادى نبوت هاديست مؤمنان را ز انبيا آزادى است اى گروه مؤمنان شادى كنيد همچو سرو و سوسن آزادى كنيد < / شعر > البته اين معماى رنجآور كه كدامين نظم اجتماعى بايد در جوامع بشرى