ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٩٠
در بالا گفتيم ، براى ما مطرح خواهد بود . اما اين كه آيا توجه و نگرش ما به جهان و اجزاى آن حتما بايد از اين ديدگاه يعنى عليت بوده باشد و ما هيچ راهى جز اين ديدگاه نداريم قطعا پاسخش منفى است . بگذاريد نخست حجاب شدن اين نگرش را در بارهء جهان ، توضيح بدهيم و سپس به پاسخ آن سؤال بپردازيم . تا هر موقعى كه به جهان و اجزاء آن در پيرامون خود مى نگريم ، موادى گسترده مى بينيم كه اجزاء آن با انواعى از ارتباطات بيكديگر مربوطند ، و مى بينيم كه بعضى ديگر را بوجود مى آورند ، اجزاء بوجود آورنده را علت و بوجود آورده شده را معلول مى ناميم . اين درك ابتدائى عليت در ميان اجزاء مادهء گسترده فورا همهء احساسهاى ما را در بارهء آن اجزاء اشباع ميكند ، زيرا ما بوسيله حواس يا ابزار كمكى حواس كيفيتها و روابط و نمودها را مى فهميم و حس علت جوئى را هم با ديدن جريان اجزاء بطور يكى پس از ديگرى اشباع مى كنيم ، بدين ترتيب انتظار ما از حواس و ابزار كمكى و ذهن و عقل در بارهء شناخت جهان بپايان مى رسد ، زيرا چنين تصور مى كنيم كه آنچه را كه در بارهء جهان شناختنى بود ، شناخته و بدست آوردهايم و بدانجهت كه خدا را بعنوان علت موجودات وارد ذهن كردهايم ، همين كه علل اشياء را از متن خود طبيعت و اجزاء آن بدست آورديم ، چنين مى پنداريم كه جائى براى خدا بعنوان علت در طبيعت و اجزاء آن نداريم ، پس بهتر اين است كه او را از متن طبيعت و ديدگاه خود بر كنار نموده و بعنوان علت العلل در سر سلسلهء طبيعت و اجزاء آن قرار بدهيم و بگوئيم : اداره كنندهء مستقيم طبيعت خود طبيعت است و خدا بعنوان علت العلل بوجود آورندهء اولين علت طبيعى يا اداره كنندهء مجموع طبيعت است . بدين ترتيب قانون « عليت » يك حجاب ضخيم ميباشد كه ما را از شناخت بديهى خدا محروم مى سازد . و اينست معناى : العلم هو الحجاب الأكبر ( علم است كه بزرگترين حجاب ديدگان ما است ) .