ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٣٢٠ - ٧ - اصل كيفر و پاداش
در آخرت به همان هدفهاى خود خواهد رسيد و كسانى كه در اين دنيا هدفهاى الهى محض داشتهاند و مانند على بن ابي طالب ( ع ) مشتاق لقاء اللَّه بودهاند ، بهمين هدفها خواهند رسيد .
و مى دانيم كه آياتى در قرآن مجيد وجود دارد كه نعمت ديدار خداوندى رجوع به پيشگاه خداوندى و بهره بردارى از رضوان اللَّه در ايام اللَّه را معرفى ميكند .
اگر هدف اعلاى حيات و تكاپو و تقلاى تكاملى در اين دنيا همان نعمتهاى مادى بود ، چگونه امكان داشت كه شاخصترين و ممتازترين رهرو و هدف عالى حيات امير المؤمنين على بن ابي طالب ( ع ) بگويد : إنّ قوما عبدوا اللَّه طمعا في الجنّة فتلك عبادة التّجّار و إنّ قوما عبدوا اللَّه خوفا من النّار فتلك عبادة العبيد و إنّ قوما عبدوا اللَّه لأنّه أهل للعبادة فتلك عبادة الأحرار ( گروهى خدا را از روى طمع بهشت عبادت ميكنند اينان بازرگانان سوداگرند - [ عبادت مى فروشند تا بهشت بخرند ] - گروهى ديگر خدا را از روى ترس از آتش عبادت ميكنند ، كار اينان كار بندگانى است ترسو و ناتوان ، گروه سوم عبادت خود را به جهت دريافت صحيحى كه از مقام شامخ خداوندى دارند و او را شايستهء عبادت مى دانند ، بدون هيچ انگيزه اى جز قرار گرفتن در جاذبهء پيشگاه آن خداوند كمال بخش ، عبادت ميكنند ، اينان كسانى هستند كه به مقام والاى آزادى و اختيار رسيدهاند . ) با ملاحظهء مجموعهء مطالبى كه در اين اصل متذكر شديم ، اين نتيجه را مى گيريم كه هدف اعلى و نهائى زندگى تحول و به ثمر رسيدن جوهر اعلاى خود حيات انسانى است كه از بالا شروع شده و بوسيلهء عبادت از ماده و ماديات آزاد گشته و به بالا منتهى مى شود . نرسيدن جوهر اعلاى حيات به لقاء اللَّه و رضوان اللَّه و عقب ماندگى او از معراجى كه مختص ذاتى آنست [١] ، همان عذاب
[١] < شعر > نه چو معراج زمينى تا قمر بلكه چون معراج كلكى تا شكر < / شعر >