تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٦٠٩ - تفسير ابيات
وضع خود را طور ديگر درمى يابم واز ما ومن رسته وشيفتهء آفرينندهء من شدهام . شما نمى توانيد مقام گذشتن از من را درك كنيد . در آن موقع كه اين جملات را ادا مى كنند ، جولان چشمهايشان پرواز در ملكوت را نشان مى دهد وحركت سرشان وزش نسيم ماوراى طبيعت را نمودار مى سازد ، به نظر مى رسد اين گونه من پرستى زشتترين اسارت در زنجير من طبيعى است كه ادعا كنندهء آن از زندان خود طبيعى سر بر آورده وبراى به وجود آوردن نقش ونگار بيشتر در آن زندان دوزخى ، از فناى من خود دم مى زند تا انسانها را به خود جلب كند وسد فولادين در مقابل رهروان پاك دل بوده باشد .
آه ، آه -
دم بجنبانيم زاستدلال ومكر تا كه حيران ماند از ما زيد وبكر واله حيرانى خلقان شديم دست طمع اندر الوهيت زديم
تفسير ابيات در آن هنگام كه ساحران فرعونى ايمان آورده ودر مقابل تهديد فرعون نعره « لا ضير انا الى ربنا منقلبون » برآوردند ، اين نعره چنان عظمت داشت كه گويى جهان به آن بزرگى چون گوى در مقابل چوگان آن نعره قرار گرفت .
آخر ضربت فرعونى چه ضررى بر ما دارد ، با اين كه مى دانيم لطف يزدانى هميشه بر قهر ديگران پيروز است .
اگر اين فرعون كور دل ، رازى را كه ما در آن غوطه ور شدهايم مى دانستى ، دست به اذيت وآزار ما نمى يازيدى . بيا اين طرف ببين كه ارغنون ابديت چه نوايى را در بارهء ما طنين انداز كرده است ، نغمهء اين ارغنون مى گويد : « اى كاش قوم من مى دانستند كه خداى من چگونه وبراى چه مرا بخشيد . اين فرعون كوته بين نمى داند كه فضل الهى ما را فرعون واقعى نموده است ، نه مانند فرعونى اين تبهكار بىيار وياور . اى فريب خوردهء ملك مصر ورود نيل ، از خواب نادانى سر بر آور وملك زنده وبا جلالت ما را بنگر . اگر تو هم اين خرقهء پليد فرعونى را رها كنى ، نيل كوچك وبزرگ نما را در درياى جانت مستغرق خواهى ساخت .