تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٦٠١ - هر اندازه كه يك موضوع براى آدمى جدىتر و حياتىتر تلقى شود ، بهمان اندازه فراموشى و غفلت و اشتباه در بارهء آن موضوع تقليل مى يابد
درون ذاتى وبرون ذاتى كه در اول مبحث اشاره كرديم ، فراموشى وغفلت واشتباه بروز مى كند . اين يك اصل طبيعى است وجاى ترديد نيست .
اما يك اصل ديگر هم به روشنايى واستحكام همان اصل وجود دارد كه مى گويد : هر اندازه كه يك موضوع براى آدمى جدىتر وحياتىتر تلقى شود ، همان اندازه فراموشى وغفلت واشتباه در بارهء آن موضوع تقليل مى يابد وگاهى تا حد صفر پائين مى آيد .
بنا بر اين هر اندازه كه يك موضوع جدىتر وحياتىتر بوده باشد ، فراموشى واشتباه در بارهء آن موضوع ومسائل مربوط به آن ، به مواخذه ومسئوليت سزاوارتر خواهد بود .
لذا استدلال جلال الدين به مضمون آيه :
« ربنا لا تؤاخذنا ان نسينا » .
با مضمون چند بيت زير :
((٤٠٩٦)) دايما غفلت ز گستاخى دهد كه برد تعظيم از ديده رمد
((٤٠٩٧)) غفلت ونسيان بد آموخته زاتش تعظيم گردد سوخته
((٤٠٩٨)) هيبتش بيدارى وفطنت دهد سهو ونسيان از دلش بيرون جهد
بسيار صحيح ومنطقى است . مى خواهد بگويد : آقاى انسان چطور شده است كه تا كنون ولو براى يك بار هم كه شده باشد ، در تنفس كردن وآشاميدن آب ودويدن به طبيب در موقع احساس بيمارى خطرناك ، اشتباه وخطا وفراموشى به سراغت نيامده است ، ولى در طى مراحل رشد وكمال وبه ثمر رسانيدن شخصيت كه بايستى هوى وهوس را زير پا گذارى واز تن پرورى اعراض كنى واز سود جويى دست بردارى ، به اشتباهات پى در پى وفراموش كارىهاى پشت سر هم ورگبار خطاها مرتكب مى شوى وبا كلمهء فراموش كردم ، اشتباه نمودم ، تسليت به خود داده وديگران را فريب مى دهى ؟ اين اصل زيرا بدان وبرو هر قدر كه اشتباه خواهى كرد ، اشتباه كن وهمه چيز را به باد فراموشى بده :