تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٥٩٩ - قصد كردن شاه به قتل اميران و شفاعت كردن اياز آنها را كه العفو اولى
آيه
روايت
((٤١٠٧)) بىخودى نامد به خود تش خوانده اى اختيار از خود نشد تش رانده اى
((٤١٠٨)) گر رسيدى مستئى بىجهد تو حفظ كردى ساقى جان عهد تو
((٤١٠٩)) پشت دارت او بدى وعذر خواه من غلام زلت مست اله
((٤١١٠)) عفوهاى جمله عالم ذرّه اى عكس عفوت اى ز تو هر بهره اى
((٤١١١)) عفوها گفته ثناى عفو تو نيست كفوش ايها الناس اتقوا
((٤١١٢)) جانشان بخش وز خودشان هم مران كام شيرين تواند اى كامران
((٤١١٣)) رحم كن بر آنكه او روى تو ديد فرقت تلخ تو چون خواهد چشيد
((٤١١٤)) از فراق تلخ مى گويى سخن هر چه خواهى كن وليكن اين مكن در جهان نبود بتر از هجر يار اين سخن از عاشق خود گوش دار
((٤١١٥)) صد هزاران مرگ تلخ از دست تو نيست مانند فراق شست تو
((٤١١٦)) تلخى هجر از ذكور واز اناث دور دار اى مجرمان را مستغاث
((٤١١٧)) بر اميد وصل تو مردن خوش است تلخى هجر تو فوق آتش است
((٤١١٨)) گبر مى گويد ميان آن سقر چه غمم بودى گرم كردى نظر
((٤١١٩)) كان نظر شيرين كنندهء رنجهاست ساحران را خون بهاى دست وپاست
آيه « رَبَّنا لا تُؤاخِذْنا إِنْ نَسِينا أَوْ أَخْطَأْنا ٢ : ٢٨٦ » (١) ( اى پروردگار ما ، اگر ما فراموش كرديم يا خطا ورزيديم ما را مواخذه مفرما ) .
روايت « فهبنى يا الهى وسيدى ومولاى وربى صبرت على حر نارك فكيف اصبر على فراقك « . (٢) ( اى خداى من واى سرور ومولا وپروردگار من ، گيرم كه بر حرارت آتش
(١) سوره البقره ، آيهء ٢٨٧ . .
(٢) دعاى كميل بن زياد . .