تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ١٦٠ - تفسير ابيات
فرق ميان دعوت شيخ كامل و اصل و ميان ناقصان فاضل فضل تحصيلى بر خود بسته
انديشه هايى كه از پشتيبانى وحى و انكشافات روحى رو به كمال محروم است ، مانند ناودان در عين حال كه جريانش موقت است ، مزاحم انسانها نيز مى باشد
فرق ميان دعوت شيخ كامل واصل وميان ناقصان فاضل فضل تحصيلى بر خود بسته
((٢٤٨٤)) شيخ نورانى ز ره آگه كند پاسخش هم نور را همره كند
((٢٤٨٥)) جهد كن تا مست ونورانى شوى تا حديثت را شود نورش روى
((٢٤٨٦)) هر چه در جوشاب جوشيده شود در عقيده طعم دوشابش بود
((٢٤٨٧)) از گزر وز سيب وبه واز گردكان لذت دوشاب يابى تو از آن
((٢٤٨٨)) علم چون در نور حق فر غرده شد پس ز علمت نور يابد قوم لد
((٢٤٨٩)) هر چه گويى باشد آن هم نورناك كاسمان هرگز نبارد غير پاك
((٢٤٩٠)) آسمان شو ابر شو باران به بار ناودان بارش كند نبود بكار
((٢٤٩١)) آب اندر ناودان عاريتى است آب اندر ابر ودريا فطرتى است
((٢٤٩٢)) فكر وانديشه است مثل ناودان وحى ومكشوف است ابر وآسمان
((٢٤٩٣)) آب باران باغ صد رنگ آورد ناودان همسايه در جنگ آورد باز گردم سوى آن روباه وخر تا چسان از راه رفت آن خر نگر
((٢٤٩٢)) فكر وانديشه است مثل ناودان وحى ومكشوف است ابر وآسمان
((٢٤٩٣)) آب باران باغ صد رنگ آورد ناودان همسايه در جنگ آورد
انديشه هايى كه از پشتيبانى وحى وانكشافات روحى رو به كمال محروم است ، مانند ناودان در عين حال كه جريانش موقت است ، مزاحم انسانها نيز مى باشد اين تشبيه كه انديشه هاى بىپشتيبان مانند ناودان است گه جريانش موقت ومحدود وخود نيز مزاحم همسايه است ، فوق العاده عالى ورسا است . كسى كه به مظاهر طبيعت وانسانها چشم دوخته ومى خواهد نيروى انديشهء خود را از آنها بگيرد . متوجه نيست كه محصول ظواهر طبيعت وانسانها براى هر فردى بسيار