تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ١٦١ - تفسير ابيات
محدود بوده وهرگز انسان را به حقايق وواقعيات تعبيه شده در دو قلمرو رهنمون نخواهند گشت . انديشهاى كه از جوشش درونى وپيوستگى به منابع اصيل وحى وانكشاف نصيبى ندارد ، كارى جز كار آيينهء محدود نمى تواند انجام بدهد ، انعكاس صورت ونمود يك جسم در آيينه ، به هيچ وجه به خود آيينه عظمت وارزشى نخواهد داد ، زيرا اولًا آيينه چيزى را بدون آن كه از ساير اشياء بگسلد ، نشان نمى دهد ، وقتى كه آيينه يك سيب را نشان مى دهد ، كارى با اين ندارد كه سيب از كجا ودر چه شرايطى به وجود آمده است وسرنوشت بىنمود آن چه در گذشته وچه در حال حاضر وچه در آينده چيست .
زيرا آيينه سيب را در ذات خود ندارد . تا به هويت همه جانبهء سيب آشنا شود ، چنانكه ناودان كه ابر وباران را نمى شناسد ، نمى تواند درك صحيح وهمه جانبه در بارهء آب جارى در ناودان داشته باشد .
اين مطلب روشن است . جلال الدين وجه شبه ديگرى را هم در نظر دارد كه مى گويد :
چنانكه آب ناودان مزاحم همسايه است ، اين انديشه هاى پى پشتيبان هم مزاحم ديگران است .
توضيح اين كه اصول ومبادى وهدفهاى عالى انديشه ، چيزهايى هستند كه نفع وكمال وخيرات مشترك انسانها را در بر دارند ، مثلًا كسى كه با در نظر داشتن اين اصل كه « هر اندازه كه ممكن است ، بايستى از تعداد مردم تيره وتاريك كاسته وبه شمارهء انسانهاى روشن بيفزاييم » مى انديشد ، در حقيقت انگيزه انديشهء چنين شخصى از عالىترين مبادى الهى سرچشمه مى گيرد وكمال وخير مشترك انسان را در بردارد ، اين انديشه مانند جويبار متصل به دريايى است كه حيات آدميان وابسته به آن است ، لذا براى همگان مفيد خواهد بود ، ولى وقتى كه انديشهء يك انسان واحدهاى خود را از محسوسات گسيخته واز خيالات متفرقه وبا تحريكات